فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٢ - فصل هشتم تفاوت آرى، تبعيض نه
كه پس از سپرى گشتن بخشهاى مربوط به نقد ماترياليسم فلسفى و ماترياليسم تاريخى، پيرامون آن بحث و گفتگو كنيم. ولى به گونه فشرده يادآور مى شويم:
بر خلاف تصور گروهى كه فقر را بلاى آسمانى يا نشانه بندگى، و غنا و ثروت را نشانه مهر آسمانى يا دليل دورى از مقام ربوبى مى دانند، بايد گفت كه از نظر قرآن، فقر از انديشه هاى شيطانى است كه شيطان گرايان آن را با طرق گوناگون در جامعه شايع مى سازند چنانكه مى فرمايد:
(اَلشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُركُمْ بِالْفَحْشاء...).[١]
«شيطان شما را به فقر و تنگدستى دعوت مى كند وبه فحشاء و پليدكارى فرمان مى دهد».
اگر شيطان به انديشه فقر دامن مى زند، از طرف ديگر شيطان گرايان وياران او با اعمال ضد انسانى خود، اين فساد اجتماعى را در جامعه تحقق مى بخشند در حالى كه مقصرى جز خود انسان و جامعه كس ديگرى نيست چنانچه مى فرمايد:
(ظَهَرَالْفَسادُفى البَرّ وَالْبَحْرِبِما كَسَبَتْ أَيْدِى النّاسِ لِيُذيقَهُمْ بَعْضَ الّذى عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون).[٢]
«فساد و تباهى در خشكى ودريا بر اثر اعمال ورفتار مردم گسترش يافت تا خداوند نتيجه برخى از اعمال آنان را به خود آنان بچشاند شايد از اعمال بد خود بازگردند».
ممكن است گفته شود كه مفاد آيه اين است كه فساد اجتماع معلول
[١] بقره/٢٦٨. [٢] روم/٤١.