در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ١٥٠ - ثالس ملطِی
آتش کواکب پدِید آمد و بر دور مرکز متحرک شدند، مثل حرکت مسبّب بر دور سبب، بهواسطه شوقِی که به سبب دارد.
شاِید مراد حکِیم از اِینکه مبدَأ اول، آب است اِین باشد چنانکه در عنصر که مبدَأ اول است به اعتقاد حکِیم صور جمِیع موجودات هست و واسطه رسِیدن فِیض به دِیگران است، همچنِین قوام هر زنده عنصرِی، به آب است؛ چنانکه حق تعالِی مِیفرماِید: (وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَِیْءٍ حَِیٍّ)[١].[٢]
نِیز از حکِیم مذکور است که آب مذکّر است و زمِین مؤنث و اِیندو مخلوق سفلِیاند و آتش مذکّر است و هوا مؤنث، و اِیندو مخلوق عِلوِیاند. (به همِین جهت وقتِی به حال خود رها کنِیم، مِیلشان به عالَم بالاست) و نِیز از اوست که: آن عنصر اوّل که هم مبدأ است و هم منتهِی، عنصر روحانِیّه بسِیطه است و از صاف بودن آن، جسم حاصل شده است و از کدر آن جرم، و جرم کهنه و باطل است و جرم کثِیف و ظاهر است و جسم لطِیف و باطن، نشأه دِیگر جسم ظاهر مِیشود و جرم برطرف مِیشود. کأنّ مراد حکِیم از اِین کلام، اشاره به معاد جسمانِی است؛ چنانکه نصوص معارف اسلامِی بر آن دلالت دارد و حکماِی دِیندار به آن قاِیل هستند و
[١] سوره أنبِیاء، آِیه٣٠.
[٢] محبوب القلوب، ج٢، ص٣٧٨.