در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٦٤ - حکمت طبِیعِی از منظر ارسطو
او بِیحرکت است، زِیرا حرکت از جهت نقص بهسوِی کمال است و او کامل بهتمام است و علم او فقط به ذات خود است نه به ماسوا، زِیرا چون ماسوِی اللّه ناقص است و اگر علم به آن مِیداشت ناقص مِیشد و استقلال خود را از دست مِیداد و «أحد»[١] است، زِیرا که عالم ِیکِی است و ِیک اثر محتاج به چندِین مؤثر ندارد و حرکتِی که محرّک اول به موجودات مِیدهد قَسرِی نِیست، بلکه شوقِی «عنائِی» است؛ ِیعنِی چنانکه گفتِیم نظِیر حرکتِی است که معشوق به عاشق براِی وصال مِیدهد و به عبارت دِیگر: محرّک کلّ وجود جاذبه زِیباِیِی است.[٢]
حکمت طبِیعِی از منظر ارسطو
طبِیعت ِیک امرِی است سارِی در وجود و ذاتِی اوست که باعث حرکت ِیعنِی تغِیِیر حالت او مِیشود و تغِیِیر احوال با حرکت از نظر ارسطو چند قسم است:
١. ِیکِی از آنها تغِیِیر مکان است که در عرفِ همگان ،همان را حرکت مِیگوِیند.
[١] سوره انبِیاء، آِیه٢١: (لَوْ کَانَ فِِیهِمَا آلِهَةٌ إلَّا اللّهُ لَفَسَدَتَا).
[٢] دعاِی سحر: «اللَّهُمَّ إِنِِّی أَسْأَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِأَجْمَلِهِ وَ كُلُّ جَمالِكَ جَمِِیلٌ، اللَّهُمَّ إِنِِّی أَسْأَلُكَ بِجَمالِكَ كُلِّهِ»؛ خداِیا! از تو درخواست مىكنم به حق زِیباترِین مرتبه از زِیباِیىات و همه مراتب زِیباِیىات زِیباست، خداِیا! از تو درخواست مىكنم به حق همه مراتب زِیباِیىات.