در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٦٦ - ١ طرِیق? اهل استدلال و تحصِیل طرِیق ِیقِینى از راه برهان
حق است: (وَ اَللّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِِیطٌ).[١]
به عقِید? ملاصدرا طرِیق? اهل سلوک و مشرب اهل كشف و شهود، از آن جهت مقدّم بر طرِیق? اهل انظار است كه عقل مستكمل به حكمت نظرِیه و عملِیه و قلب عارف سالک به واسط? صفاء تام و استعداد كامل، محل تابش و طلوع حقاِیق غِیبى است به نحو صرافت و وحدت قلب. روح متصل به افق اعلى نِیز حقاِیق وجودى را عارى از تعِیّنات و حدود لازم? تنزل شهود مِینماِید و به حاقّ و وجود خارجى و حقِیقت اصلِیه معلوم مِیرسد و بِین او و واقع حجابى وجود ندارد. رفض تعِیّنات و القاء حدود، ملازم است با شهود اصلى حقاِیق در مقام و مخزن سِعى موجودات. لذا گفته شده است: «العلّة حدّ تامّ لوجود المعلول، و المعلول حدّ ناقصٌ لوجود العلّة. ذوات الأسباب لا تعرف الاّ باسبابها أَلا الى اللّه تصِیر الأمور».[٢]
طرق رسِیدن به واقع و درک حقاِیق وجودِیه از منظر ملاصدرا
براى رسِیدن به واقع و درک حقاِیق وجودِیه و نِیل به مسائل مبدأ و معاد، دو طرِیق معِیّن و مقرر شده است:
١. طرِیق? اهل استدلال و تحصِیل طرِیق ِیقِینى از راه برهان
حكماى الهى اِین طرِیقه را اختِیار كردهاند. طىّ اِین طرِیق نسبت به
[١] سوره بروج، آِیه٢٠.
[٢] قواعد کلِی فلسفِی در فلسفه اسلامي (ابراهيمِی دينانِی، غلام حسين)، ج١، ص٢٠٧.