در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٤٨ - عقِیده جان لاک درباره علم انسان
رعاِیت شراِیط خاصِی مقِید نبودهاند. ما اگر به سخن گفتن کودکان توجه کنِیم، در مِیِیابِیم که در آغاز آنچه که با لفظ ادا مِیکنند معانِی بسِیار جزئِی است و نخستِین الفاظِی که مِیگوِیند پدر و مادر و داِیه است و لکن وقتِی کودک لفظِ «مادر» را مِیگوِید، شخص مادر خود را در نظر دارد، نه مادر را بهطور کلِی. پس از آن، چون مردان و زنان دِیگر را مِیبِیند که شبِیه به پدر و مادر او هستند، کمکم معناِی کلِی مرد ِیا زن در ذهن او حاصل مِیشود و ِیقِیناً در نوع بشر در آغاز ِیادگِیرِی اِینچنِین واقع شده و همه الفاظِی که جعل کرده نخست براِی معانِی جزئِی بوده است و چون چِیزهاِیِی که با آنها سروکار پِیدا مِیکردند و امورِی که به آن مبتلا شده و محتاج مِیشدند بهناچار براِی اِینکه الفاظ بِیشمارِی نشوند، نظر به شباهت چِیزها به ِیکدِیگر، اختلافات جزئِی را در اِین مِیان کنار گذاشتند و اصولاً همه اختراعات و اکتشافات و ابداعات ذهنِی، با استفاده از اِین روش توسعه پِیدا کرده و به تدرِیج تکمِیل شدهاند.
به عبارت دِیگر: اختلافات جزئِی را در آنها کنار گذاشته و ِیک ضابطه کلِی از آنها استنتاج کرده و به همه چِیزهاِی متشابه، ِیک نام داده و بدِین وسِیله، معانِی کلِی در ذهن انسان ساخته شده است و از اِین راه، نقش اتحاد و تأثِیر اختلاف را در عالم کون که مِیبِینِیم چقدر اتفاق و اتحاد کمالآفرِین و چقدر اختلاف و پرداختن به امور جزئِی مخرّب است، نقشه نظام آفرِینش نِیز براِی ما انسانها