مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٤٩ - اعتماد السلطنه (وزیر انطباعات) ازصدر اسلام تاکنون اینطور ایستادگی ازعلمای شیعه نشده است
صفحۀ ٢٧٤:
ناصرالدّین شاه در نامهای مفصّل و تهدیدآمیز به میرزای آشتیانی، پس از آنکه وی را محرّک مردم در قیام و شورش معرّفی میکند، مینویسد:
«آیا بهتر نبود که متفّقاً یا تنها عریضه میکردید در دفع عمل؟! ما هم که در تدارک بودیم. به امین السلطان و نایب السلطنة حکم شد مجلسی از علماء و وزراء فراهم بیاورند، سؤال شود که خلاف شریعت در این قرارنامه در کجاست؟! بنمائید تا رفع شود. مجلس اول همه حاضر شدند به جز شما که تمارض کرده بودید! مجلس دیگر که حاضر شده بودید، بانک و راهآهن و غیره را مطرح کرده بودید! ما امتیاز داخله را برداشتیم همه تشکر کردند جز شما! آیا عوام فریبی به نظر شما رسیده یا مسند خود را میخواهید به این واسطه رونقی بدهید؟! باز هم در مجالس و محافل خودتان در عوض تحسین و تمجید، بر ضدّ دولت و اولیای دولت حرف میزنید! یعنی چه؟! من شما را آدم فقیر و ملاّی بیغرض و دولتخواه میدانستم، حالا بر ضدّ آن میبینم که اقتباس به مجتهد تبریز (میرزا جواد آقا) و آقای نجفی اصفهانی و غیره میکنید؛ آیا نمیدانید که کسی نمیتواند بر ضدّ دولت برخیزد؟!»
امین الدّوله گفت: آن ناشی از ضعف اداره امور دولت است نه از تدبیر ملاّیان. اگر به مردم حقوقشان داده شود دیگر برای علماء جز مسائل حلال و حرام و فتوای صلوات و صیام نخواهد ماند
صفحۀ ٢٨٦:
امّا این مرجعیّت ذاتی نبود، از عوارض ورشکستگی معنوی قدرت سیاسی بود که به تصحیح اصول حکومت و رفع مایه فساد و شکایت مردم برنیامده. شاه که در مجلس وزیران از مطاعیت و استیلاء و قوّت ملاّیان انتقاد کرد، سخن نغزی از امین الدوله شنید؛ چیزی بدین مضمون:
«تدبیر و کفایت علماء باعث تقدّم و شدّت نفوذ ایشان نشده است، بیاعتنایی و