مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٧٧ - نظریات اشخاص نسبت به سیّد جمال الدّین
«مدّتی مرحوم مزبور در منزل ما بودند و مقالات مفصّلی هر شب میفرمودند به فارسی، و من به عربی ترجمه میکردم که تمام آن مقالات نصایح و حکم و فلسفه بود و اغلب آنها به خطّ خودم گویا فعلاً در کتابخانه موجود است. آقا سیّد جمال الدّین مرد حکیم فیلسوفی بود و مرحوم پدرم دربارۀ او عقائد دینی فوق العادهای داشت ولی عقیدۀ بنده نه چنین است؛ و هرچند مشارالیه از کمّلین دهر و افاضل عالم و از جملۀ مشاهیر است، امّا بنده شخصاً تردستی ایشان را زیادتر از مراتب کمالات ایشان میدانم. متهوّر بود، شجاع بود، عالم بود، فیلسوف بود نه چندان؛ ولی بخت و اقبال با او مساعد نبود، هرجا رفته کتک خورده، به هرجا قدم نهاده آشوبی برپا کرده، ولی نتوانسته نتیجه مطلوبه به دست آورد.»
میرزا رضای کرمانی دربارۀ عقائد مذهبی سیّد چنین گوید:
«سیّد پرستش ساختههای دست انسان را هرچه باشد بتپرستی میداند و میگوید آدمی میباید فقط آفرینندۀ جهان را ستایش نماید و تنها در پیشگاه او نیایش و سر تسلیم فرود آورد، نه در پیش مخلوق او. معتقد به ساختن بقعه نیست، آراستن قبور را با سیم و زر روا ندانسته. او دادن جان را در راه حقّ و اَمر بزرگی، به هیچ میشمرد و وقع و اهمیّتی برای جانبازی در راه مشروع قائل نیست.»
ادوارد براون در کتاب انقلاب ایران تألیف خود، او را به عنوان قهرمان اتّحاد اسلام یاد میکند، و در صفحه ٢ همان کتاب پس از دادن شرحی از نهضت ملّی مصر که از سال ١٨٧١ میلادی (١٢٨٨ ه . ق) و با عصیان اعرابی پاشا که منجرّ به اشغال آن در سال ١٨٨٢ (١٢٩٩ ه . ق) به توسّط انگلیس گردید و نیز مخالفت ایرانیان در امتیاز رژی (انحصار دخانیات) به بیگانه و قیام ایران که منتهی به اعطای مشروطیّت از طرف مظفّرالدّین شاه گردید، به سیّد جمال الدّین فوقالعاده اهمّیت