مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٣٠ - ترجم١٧٢٨ احوال معروف کَرْخِیّ
ثانیاً: سلسله معروف را به فرقد و حسن بصری و انس رسانیده، و از اقوال غیر ابنندیم که وی را از شیعیان خالص و خادمان حضرت رضا علیهالسّلام میدانند و حتّی از علاّمۀ حلّی که در بحث امامت شرح تجرید میگوید: «فأبویزید البَسطامیّ کان یفتخر بأنَّه یَسقِی الماء لدار جعفر الصّادق علیهالسّلام؛ و معروف الکرخی أسلَمَ علی یَدَی الرّضا علیهالسّلام و کان بَوَّابَ دارِهِ إلی أن مات»[١] ذکری به میان نیاورده است.
و ثالثاً: پس از حکایت آنچه از ابنمنادی در تاریخ بغداد آورده است، خودش میگوید: «و نُقل عنه کراماتٌ مجعولةٌ».
آخر بر چه اساس، بدون دلیل و برهان و بدون مشاهده و عیان، شما کرامات منقولۀ از وی را مجعول شمردهاید؟! اگر شیخ معروف در قیامت و یا در بعضی از عقبات پیش از آن، جلوی شما را بگیرد و از این سخنان و اتّهامات بدون دلیل مؤاخذه کند، چه خواهید گفت؟!
امّا شیخ عبدالله مامقانی در تنقیح المقال، جلد ٣، صفحه ٢٢٨ و صفحه ٢٢٩، راه انصاف را پیموده است؛ او پس از شرح مفصّلی دربارۀ اینکه شیخ معروف نمیتواند از أصحاب حضرت صادق علیهالسّلام باشد، میگوید:
و علی کل حالٍ فالأظهر أن یکون الرَّجُل إمامیّاً، لتَسالُم أهل السِّیَر علی أنَّه
[١]ـ در کشف المراد طبع صیدا، سنۀ ١٣٥٢، مطبعۀ عرفان، ص ٢٤٩، در بحث امامت در شرح قول خواجه: «و تمیّزه بالکمالات النَّفسانیَّة و البدنیّة و الخارجیّة» که آن را وجه بیست و پنجم از وجوه خواجه در استدلال بر امامت شمرده است، در اواخر بحث میگوید:
و قد نشروا من العِلْم والفَضْل و الزُّهد و التَّرک للدّنیا شیئاً عظیماً حتّی إنّ الفضلاءَ من المشایخ کانوا یفتخرون بخدمتهم علیهمالسّلام. فأبویزید البَسطامی کان یفتخر بأنّه یسقی الماءَ لدار جعفر الصادق علیهالسّلام؛ و معروف الکرخی أسلم علی یَدَی الرّضا علیهالسّلام و کان بَوّابَ داره إلی أن مات. و کان أکثر الفضلاء یفتخرون بالانتساب الیهم. ـالخ.