مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٦١ - نامه اخلاقی آقا سیّد ابراهیم کرمانشاهی به حضرت علاّمه
|
دردا در دیار دلم درد یار نیست |
و اندل که درد یار ندارد دیار نیست |
بلکه طویله است؛ خدا خرابش کند، بگو آمین!
باری، شما خودتان اعلمید، ولی خواهش دارم به حق برادری یا آقائی پس از سلام و عرض ارادت عاجزانه عرض کنید: ای آقای مردان، این نامرد را نظری فرمائید! چه حالا و چه بعداً که بلکه عوام زاغ زاغ... میافتند، یک دسته رزق باطنی و موکل، و کفاف و عفاف طاهری مرحمت کنند دل سیاهم این قدر پی این و آن نباشد، و فکر آجل و عاجل بچهها شلاّق کشی نکند؛ در این طویله و آن یکی، پیش این میرآخور و آن دیگری، با واسطۀ زیاد یا کم، با اشاره یا کنایه، تصریحاً أو تلویحاً به گشت و گدائی (بعد از تمام کردن اسفار و چند سال خارج رفتن) مشغول شدم.
امیدوارم إن شاء الله تعالی این توسیط جنابعالی باعث شود خود سرکار را هم از احتیاج به اساتید مختلفه و رجوع به ارباب علوم و فنون، به نظر کیمیا اثر خودشان مستغنی کنند؛ سلام الله علیه و علیهم و رحمته و برکاته علیکم اهل البیت إنّه قریب مجیب.
عجالتاً از طرف استاد معظّم طباطبائی ـ مدّ ظله ـ و اخوی مکرّم آقای حاج شیخ محمّد علی سلام عرض تا بعد به خدمتشان برسم. ماه صیام را ایشان در قم جلسۀ خصوصی همه شبها در اطراف مقالات جدیده که جنابعالی هم مسبوق بودید در منزل آقای جزائری دارند، ولی حقیر عدم صحت روح و جسم اجازه نداده تا به حال ـ بلکه تا آخر ماه هم شاید ـ یک مرتبه خدمتشان برسم.
هذا ما عندی بل اقلّه و اخفّه؛ و بعدُ فالرّجاء أن لا تنسانی؛ و السلام علیکم خیرسلام.
الرّاجی: سیّد ابراهیم کرمانشاهی عفی عنه
بیستم شهر رمضان المبارک