مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٤
یکی از مجموعه مطالبی که در این دورۀ «جُنگ»، مرحوم والد بدان پرداختهاند شرح حال بزرگان و اولیای الهی و ذِکر پارهای از آثار و مطالبی است که از آنها باقی مانده است. والحقّ باید به خوانندگان محترم توصیه نمود که از سطر سطر این حکایات بهره گیرند و از رموزی که آن بزرگوار در لابلای جملات به یادگار گذاشته است حظّ وافر و نصیب اوفی ببرند و آن مواهب الهیّه را رهتوشه مسیر زندگی و حیات اخروی خویش گردانند، که به فرمودۀ حضرت باری: (لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ)[١] یاد و ذکر داستان بزرگان و حوادث عبرتآمیز تأثیری شگرف در روان انسان، و در جهت تعیین و تصحیح مسیر زندگی و حیات نقشی اساسی خواهد داشت.
و از آنجا که نفس آدمی قبل از وصول به مراتب فعلیّت و ادراک حقایق کلیّۀ عالم هستی و عبور از جزئیّت و اندکاک در کلّیّت به واسطۀ نقصان و خلأ وجودی تمایل به اشتغال در امور حسّیه و جزئیه دارد، بنابراین بیان یک حقیقت عالی و معرفت راقی اگر چنانچه توأم با ذکر داستان و شرح حال بزرگی از اولیای الهی و یا حکایت تاریخی عبرتانگیزی باشد، اوقع فی النّفس خواهد بود و روان آدمی در جذب و قبول آن سریعتر و آمادهتر میباشد.
متأسّفانه دخالت اغراض شخصیّه در نقل قصص و حوادث تاریخی بسیاری از مورّخین و ناقلان، حکایات را در انظار بیاعتبار و غیر معتمد نموده است؛ و این مسأله مصیبتی است که پیوسته در طول تاریخ بر بسیاری از اندیشمندان و صاحبان قلم وارد شده است و در نقل احوال افراد اغراض و سلیقههای شخصی اعمال گردیده و بر اساس همان اهداف، تاریخ تدوین گردیده است و این روش خیانت به واقع و تاریخ محسوب میشود؛ زیرا اوّلاً: نفس ثبت
[١]ـ سوره یوسف (١٢) صدر آیه ١١١.