مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨١ - سیاهان کامرون جَسَد مادربزرگ را در جشن عظیمی آبگوشت میپزند و میخورند
و حدّت تمام اجراء میکنند، آنها هنر خود را طیّ سنین کودکی فرامیگیرند و فرا گرفتن آن ارثی و آباء و اجدادی است؛ خلیفهها احیاناً این هنر را به برخی از شاگردان خود میآموزند امّا به آنها سفارش میکنند که همیشه چه جسماً و چه روحاً بایستی پاکیزه و طاهر باشند.[١]
سیاهان کامرون جَسَد مادربزرگ را در جشن عظیمی آبگوشت میپزند و میخورند
[سیاهان کامرون جسد مادربزرگ را در جشن عظیمی آبگوشت میپزند میخورند، و این را أدای وظیفهای روحانی میدانند]
پس از گریز از سرزمین لببشقابیها به سوی قلمرو «ریبابا» رهسپار شدیم؛ سرزمین این مرد مقتدر، در کامرون از کشورهای تازه مستقل آفریقاست.
و ما در نخستین روز ورود به کامرون دیدیم عدّهای ژاندارم خانهای را محاصره کردهاند، پس از تحقیق فهمیدیم مادر بزرگ آن خانواده مرده است امّا هنوز نفهمیده بودیم که تجمّع ژاندارمها در آنجا برای چیست؟ (در آفریقا زن هرگز قدر و منزلتی ندارد و مقتدرترین و عالیقدرترین زنان برای آنها بیارزش هستند؛ بنابراین بر ما یقین شد که ژاندارمها برای ادای احترام آن خانه را محاصره نکردهاند) تحقیق بیشتری کردیم و معلوم شد که افراد این قبیله عادت دارند مادربزرگهای خود را بخورند و این ژاندارمها خانه را محاصره کرده بودند تا از حمله سیاهان به جسد مادربزرگ جلوگیری شود.
بد نیست که بدانید که عادت به خوردن مادر بزرگ تا کنون بارها حیثیت کشور کامرون را لکّهدار کرده است، چنانکه زمانی در مراجع بین المللی رئیس جمهوری فعلی کامرون را به خوردن جنازه مادربزرگش در کودکی متّهم کردهاند و او هم هیچگاه منکر نشد امّا از همان وقت دستور اکید داد که هرکس مادربزرگش را
[١]ـ همان مصدر، ص ٣١٠ الی ٣٢١، به نقل از سفرنامۀ برادران امیدوار.