مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٧٠ - شمشیر زنی با تلاوت آیات قرآن، و طبل و دایره شروع شد
قلب او دریای ایمان بود، ایمانی که او و پیروانش را در حالت جذبه و شور از هر گزندی دور میداشت؛ چهل و پنج تن از پیروان ورزیده او به صورت نیمدایره روی زمین نشسته بودند و چند تن از آنها آلتی را که شبیه به دایرههای آذربایجانی بود در دست داشتند.
شمشیر زنی با تلاوت آیات قرآن، و طبل و دایره شروع شد
پس از برگزاری نماز جماعت هرکس در سر جای خود قرار گرفت، بوی سوزاندن چوب صندل فضا را پر کرده بود، این بوی عطرآگین حسّ رخوت مستکنندهای به انسان میبخشید، و در این هنگام تلاوت هماهنگ و دستهجمعی آیات قرآن و اذکار و اوراد دیگر آغاز شد، پس از بیست دقیقه دعا خواندن یکی از طبّالهای ورزیده دستهای نیرومندش را بر روی پوسته ضخیم طبلهای عظیم کوبید و صداهای پر شور و جذبهانگیز از زیر پنجههای گرم او بیرون آمد و انعکاس آن چنان بود که مغز ما برای چند ثانیه تیر کشید.
ناگهان مشاهده کردیم که مردان در صفّ مقدّم نیز به تبعیّت از این طبّال، دایرهها را به دست گرفتند و طبّال را همراهی میکنند، صحنه شورانگیزی بود، زمین و زمان به وجد درآمده بود، همه چیز در حال رقص و هیجان بود، صحنهای بود که خاطرهاش هرگز از برابر چشمهای ما محو نخواهد شد!
چیزی نگذشت که دیدیم ضربههای وجد انگیز و جذبه آمیز طبلها و صدای هماهنگی که از خواندن اوراد و اذکار الهی سرچشمه میگرفت و همچنین استشمام اجتناب ناپذیر عطر نیرومند و مردافکن صندل همه را منقلب و حالی به حالی کرد؛ همه مانند یک خزۀ ناچیز که در مسیر آب متلاطم به این سو و آن سو کشیده میشوند دستخوش نیروهایی بودند که فهم آن از حدّ وهم و تصوّر بیرون است.
نباید فراموش کرد که ما در عرض یک سال و نیم گردش در قارّه عریض و