مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٦
البته این سنّت در احوال بسیاری از بزرگان به چشم میخورد، مانند: خزائن مرحوم نراقی و کشکول شیخ بهائی و مثنوی طاقدیس و زنبیل حاج میرزا فرهاد و غیره که هر کدام به نوبۀ خود دارای مطالبی راقی و نکتههائی دلنشین و تُحَفی ثمین میباشند، و از سعۀ علمی و مرتبت روحی و افق معنوی نویسنده حکایت مینمایند؛ و چه بسا انسان در همین نوشتارها و مطالب متفرّقه به پارهای از مسایل و رموزی دست مییابد که نظیر آن را در تألیفات مدوّنه و کتب مرسومۀ آنها نمیتواند پیدا کند.
و از آنجا که مطالب این کتب از موضوعات مختلفه و فنون متفرّقه جمع گردیده است طبعاً از یک لطافت و جاذبیّت خاصّی برخوردار میباشد؛ زیرا تنوّع مسایل و تفرّق مطالب در فنون و موارد مختلفه انسان را پیوسته مبتهج و با نشاط و پیگیر قرار میدهد، و آن ملالت و فتوری که چه بسا در مطالعۀ یکنواخت نوشتهای دست میدهد در آنها راه ندارد؛ و حتی شنیده شده است بعضی از بزرگان، داعی بر تألیفاتی این چنین را همین غرض ذکر کردهاند؛ چنانچه از أمیرالمؤمنین علیهالسّلام مأثور است که:
إنَّ هَذِهِ القُلوبَ تَمَلُّ کَما تَمَلُّ الأبدانُ؛ فَابتَغُوا لَها طرائِفَ الحکمَةِ.[١]
«دلهای آدمیان را گاهی ملالت و خستگی فرامیگیرد، (از کثرت ارتباطات با افرادِ عوام و اشتغال به امور دنیا و حوادث روزمرّه و تکراری، نفس انسان خسته و ملول میگردد) همچنانکه بدن آدمی را خستگی و سستی دست میدهد؛ پس در این هنگام با مطالبِ حِکمی و آموزههای اخلاقی روح و روان را به نشاط و طراوت درآورید.»
بزرگان پیوسته از این روش و سنّت نیکو متابعت نموده، فرمایش نبوی
[١]ـ نهج البلاغة، ج ٤، ص ١٤٦؛ بحارالأنوار، ج ١، ص ١٨٢.