مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٣٥ - کیفیت ارتباط سیّد بحر العلوم با نورعلیشاه
علی الجمله: جمعی از علماء و محقّقین که ارباب یقین بودند، در نهانی دست ارادت به وی دادند ـ و بعد از این، ذکر ایشان بیاید ـ و بسیاری آشکارا مَحضَری در طعن و ردّش نوشته و خدمت جناب حجة الاسلام آقا سیّد مهدی طباطبائی ملقّب به بحرالعلوم ـطاب ثراهـ (که شرح فضائلش در کتب رجال مسطور و اقوالش در فقه مستشهد و مذکور و مراثی آن حضرت مشهور است) فرستادند، که آن بزرگوار را در این کار و انکار شریک خود نمایند.
سیّد بحرالعلوم در جواب فرمود:
اگر مرا در مسائل دینیّه مُقلِّد دانستهاید، از من چه امضای حکم خود میطلبید؟! و اگر مرا مجتهد میدانید تا بر من چیزی معلوم نشود حکمی نتوانم نمود! من در نجفم و شما در کربلا! و این شخصی که نام میبرید، ندیدهام و نمیشناسم! و معرفتی به کفر و ایمانش ندارم! عمّا قریب، به عزم زیارت مخصوصه به کربلا خواهم آمد و تحقیق امر او خواهم کرد.
چون این جوابِ صواب به کربلا رسید، منکرین ساکت و منتظر بودند تا هنگام زیارت مخصوصه رسید و حسب الوعده سیّد وارد شدند و در ایّام توقّف به فکر تحقیق امر افتادند.
آخر الأمر جناب بحرالعلوم به عالمی امین که به هر دو طرف راه داشت، (و ظاهراً مرحوم ملاّ عبدالصّمد همدانی باشد) فرمود:
میخواهم این مرد را که جمعی تکفیر میکنند و مستعدّ هلاکت او هستند در یک مجلس ببینم و از او عقائد او را جویا شوم! و خواهش دارم که او را دعوت نمائی در خانۀ خود، شبی به طریق اختفا، و من نیز در ظلمت لیل به تنهائی به آنجا آمده او را ملاقات نمایم!
آن مرد عالم امین، حقیقت حال را به راستی خدمت نورعلیشاه عرض کرد؛ فرمودند: مضایقه ندارم و شبی را معیّن کردند.
و جناب سیّد بحرالعلوم رعایت احتیاط فرموده، دستورالعملی به شخص مُضیف دادند که: جلوس، قریب به یکدیگر نباشد، قلیان جداگانه و غذا در