مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٣٣ - کشتن آقا محمّد علی بهبهانی اولیاء خدا را در کرمانشاه
عین حال از مجذوبین آقا سیّد معصومعلیشاه بودهاند؛ حاج محمّد رضا و حاج محمّد جعفر دو مرد بسیار بزرگ ولی در عین حال مرام درویشی داشتند.
حاج محمّد رضا دارای مقام علمی بوده و کتاب درّ التنظیم و مفاتیح الابواب و بسیاری از کتابهای دیگر نوشته است، و در بروجرد سکونت گزید؛ بروجردیها به تهمت تصوّف تمام اموال او را غارت نموده و خود او را تنها از بروجرد بیرون کرده؛ حاج محمّد رضا به شهر تبریز رفت و در آنجا مورد علاقه مردم واقع شد، در پای منبرش جماعات بسیاری حاضر میشدند.
یک روز در بالای منبر که تمام مردم مستمع و منظره عجیبی داشت با خود گفت: این استقبال مردم عوض آن اذیّتهای مردم بروجرد!
ناگهان درویشی پر و پا بسته از در وارد شد و یکسره به سوی منبر رفت و آهسته در گوش حاج محمّد رضا چیزی گفت و ظاهراً این بود که: بکنم آن کاری را که باید بکنم یا نه؟ حاج محمّد رضا فرمود: بکن!
درویش عمامۀ حاج محمّد رضا را به گردنش پیچیده او را از منبر پائین کشید و از مسجد بیرون برد، تلافیاً لهذا الخطور النّفسانی!
این درویش را آقا سیّد علی رضا دکنی از دکن فوراً فرستاده بود و فرموده بود فوراً برو به تبریز یکی از دوستان خدا نزدیک است هلاک شود او را نجات بده! و بدینطریق حاج محمّد رضا نجات پیدا کرد.
[کشتن آقا محمّد علی بهبهانی اولیاء خدا را در کرمانشاه]
حضرت آقا فرمودند:
آقا سیّد معصومعلیشاه را آقا محمّد علی بهبهانی در کرمانشاه کشت. آقا محمّد علی سه نفر از اولیاء خدا را کشت! سیّمی از آنها بُدَلا بود که فرمان قتل او را صادر کرد.