مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٩٢ - شفا یافتن حضرت آیة الله حائری توسط امام رضا علیه السّلام
نمیشود، رفته رفته رو به نقصان بوده و دیگر از تشرّف به حرم مطهّر هم میمانند و فقط در منزل روزها را میگذرانند، تا تقریباً چند روز به انتهای اربعین مانده بود پدر و مادر بسیار گرفته و ملول و با حال ضجرت و انفعال میگویند: وا أسفا! اربعین هم بسر آمد و نتیجهای عائد نگشت!
در یکی دو روز آخر که مشغول جمعآوری اسباب و أثاثیه بوده و آمادۀ برای حرکت بودند، از سقف اتاق ناگهان یک چیز مختصری میافتد، مانند: گچ یا فضلۀ پرنده و شبه آن، و به دل آنها چنین الهام میشود که این داروی چشم فرزند است؛ فوراً آن را کوبیده و با آب مخلوط میکنند به چشمها میریزند و چشمها شفاء مییابد، کأن لم یکن شیئاً مذکوراً! و چند روز دیگر را با دختر به حرم میروند برای زیارت و سپس بار سفر بسته و به سمت اراک مراجعت میکنند.
[گرفتن مخارج سفر و سوغات زیارت امام رضا علیه السّلام]
دوّم آنکه: در منتخب التواریخِ آقا میرزا هاشم که در صدق گفتار او شبههای نیست مسطور است که:
یک زن ازغندی که أزغَند موطن او بود، دیده میشد که مکرّر به زیارت حضرت علیبن موسی الرّضا علیهالسّلام میآید و برمیگردد، با آنکه از مادّیات چیزی در بساط نداشت! از او سؤال شد، گفت: من مخارج سفر را تماماً از حضرت میگیرم! در هر سفر که تشرّف حاصل میکنم خود آن حضرت مخارج سفر و سوغات را به من میدهند.
[شفا یافتن حضرت آیةالله حائری توسط امام رضا علیه السّلام]
سوّم آنکه: من[١] در یکی از سفرها مریض شدم به مرض سخت، و تب
[١]ـ مراد حضرت آیة الله آقا شیخ مرتضی حائری ـرضوان الله علیهـ میباشد.