مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٨٤ - تفأل به قرآن کریم آیة الله گلپایگانی
مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا).[١]
از این آیۀ معجزه آسا فهمیدم که خداوند به ما عنایت دارد و این عیوب موجب محفوظ بودن از دستبرد شیطان است.
و در وقتی که آیة الله خمینی را در پانزده خرداد ١٣٤٢ شمسیّه به زندان بردند و حوزه تعطیل شد، تا مدّتها دروس تعطیل بود و بسیاری از فضلاء و طلاّب در نظر داشتند تا ایشان از زندان مستخلص نشوند حوزه شروع به کار نکند؛ ولی من دیدم این صلاح حوزه نیست چون ممکن است ایشان را به این زودیها رها نکنند و در این صورت اگر حوزه تعطیل باشد طلاّب متفرّق میشوند و خدای ناکرده ممکن است حوزه متلاشی گردد، و این منظور و مقصود دستگاه حاکم جائر است؛ لذا تصمیم گرفتم درس را شروع کنم.
مرا تخویف کردند و گفتند: اگر درس را شروع کنی به احتمال قوی ممکن است طلاّب شهریّه شما را از شما قبول نکنند! من واقعاً در ترس و خوف افتادم که اگر درس را شروع کنم و طلاّب حاضر نشوند و شهریّه را قبول نکنند مقصود انجام نخواهد شد، لذا با قرآن برای این منظور تفأل زدم که آیا شهریّه را بدهم یا نه؟ این آیه آمد:
(أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ)[٢]
درس را شروع کردیم و شهریّه را تقسیم نمودیم، بحول الله و قوّته طلاّب همگی حاضر شدند و شهریّه را پذیرفتند و اعجاز قرآن مشهود و ملموس شد؛ و له الحمدُ فی الاُولی و الآخرة.[٣]
[١]ـ سوره الکهف (١٨) آیه ٧٩.
[٢]ـ سوره الأعراف (٧) قسمتی از آیه ١١٧.
[٣]ـ جنگ ٧، ص ٢١٤ الی ٢١٦.