مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٧٧ - داستان قالیچه حضرت سلیمان
در مشهد دیدم، و مرحوم قاضی خیلی عصبانی شدند و گفتند: همه میدانند که من در نجف بودم و مسافرتی نکردهام.[١]
[داستان قالیچه حضرت سلیمان]
برادر ما[٢] به وسیله شاگردش از حضرت قاضی ـ رحمة الله علیه ـ سؤال کرده بود که آیا قالیچه حضرت سلیمان که حضرت روی آن مینشست و به مشرق و مغرب عالم میرفت روی اسباب ظاهریّه و چيز ساخته شدهاى بود یا از مُبدَعات الهیّه بود و هیچگونه با اسباب ظاهریّه ربطی نداشت؟
آن شاگرد چون از مرحوم قاضی (ره) سؤال کرده بود ایشان فرموده بودند:
[١]ـ اقول: این قضیّه را سابقاً برای بنده دوست معظّم آقای حاج سیّد محمّد رضا خلخالی از پسر عموی خود آقای حاج سیّد علی خلخالی نقل کرده بودند، با این متمّم که: چون آن مرد کاسب از مشهد مقدّس به نجف اشرف مراجعت نمود به رفقای خود گفت که گذرنامه مرا در مشهد حاج میرزا علی آقای قاضی درست کرد، و آنها گفتند: ایشان در نجف بودند و مسافرت نکردهاند؛ و آن مرد خودش نزد آقای قاضی آمد و داستان را گفت، مرحوم قاضی انکار کرد!
آن مرد نزد فضلای نجف مانند حاج سیّد علی خلخالی و حاج شیخ محمّد تقی آملی و آقای حاج شیخ علی محمّد بروجردی و نظائرهم آمد و داستان را گفت، آنها به نزد مرحوم قاضی آمدند و بازگو کردند و مرحوم قاضی انکار کرد!
و آنها با اصرار زیاد، مرحوم قاضی را وادار کردند که برای آنها جلسۀ اخلاقی ترتیب داده و درس اخلاق بگوید؛ و در آن زمان که مرحوم قاضی بسیار گمنام بود و از حالات او احدی خبر نداشت قول داد برای آنها درس اخلاق بگوید و جلسۀ درس اخلاق ترتیب داد؛ که همین افراد که ردیف اوّل شاگردان مرحوم قاضی بودند در آن جلسه شرکت میکردند و سپس در ردیف و سری دوّم: علاّمه طباطبائی ـ مدّ ظله ـ و حضرت حاج سیّد هاشم حدّاد و آقای سید حسن مسقطی و آقای سیّد احمد کشمیری شرکت داشتند، و در ردیف سوم: آقای حاج شیخ محمّد تقی بهجت فومنی و آقای حاج شیخ عبّاس قوچانی و غیرهم. (مرحوم علاّمه طهرانی قدّس سرّه)
[٢]ـ مراد برادر حضرت علاّمه طباطبائی یعنی آقای آیة الله سیّد حسن الهی طباطبائی ـ رضوان الله علیهما ـ میباشد. (محقّق)