مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٦٣ - تبعید آقای ابوالحسن حافظیان توسط مرحوم نخودکی
معروف حسینیّه به نظر ایشان بود؛ و در اخلاص و مراقبه و اخلاق مشهور بودند و چون گربهای داشتند که از او پذیرائی میکردند و غذا و دوا به او میدادند، به آخوند گربه معروف شدند؛ و آن گربه مُرد و در سرداب زیرزمین خود قبری برای او کندند و او را آنجا دفن کردند؛ و تا مدّتی در اثر مردن گربه در حُزن و اندوه شدیدی بسر میبردند.[١]
[تبعید آقای ابوالحسن حافظیان توسط مرحوم نخودکی]
جناب محترم آقای حاج شیخ محمد رضا مهدوی دامغانی ـدامت برکاتهـ فرمودند:
مرحوم آقا سیّد ابوالحسن حافظیان از شاگردان مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی ـ اعلی الله مقامه ـ بوده است؛ و در اثر خبط و غلطی که در امری از امور نموده بود و با دستورات مرحوم شیخ درست نبود، مورد غضب شیخ واقع شد؛ و مرحوم شیخ به او گفت: یا اجازه اعمال تمام چیزهائی را که به تو دادهام میگیرم، و یا تو را تبعید میکنم. آقای حافظیان حاضر به تبعید شد، و شیخ به او فرمود: باید ده سال تمام در هندوستان بروی و اصلاً در این مدّت به مشهد نیائی، و پس از آن در مدّت پانزده سال دیگر کم و بیش اگر میخواهی به مشهد بیائی، و بعد از آن پانزده سال، اگر خواستی به مشهد بیائی و متوطّن گردی اشکال ندارد.
آقای حافظیان ده سال به هندوستان رفت و پس از آن گاه و بیگاهی به مشهد مشرّف میشد؛ و از جمله سفرهائی که بعد از ده سال به مشهد آمده بود، داستانی اتّفاق افتاد که ایشان حلِّ آن را نمود، و من خودم شاهد قضیّه بودم:
توضیح آنکه: یکی از اهل منبر کرمانشاه به نام مرحوم صدر، دو سه سالی به
[١]ـ همان مصدر، ص ٥٤ الی ٥٦.