مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٤٤ - ملاقات آقا سیّد حسن یکی از اولیاء الله را در راه مسجد کوفه
[خواب آقای سیّد ابوالحسن اصفهانی و حساب کشی از امور حسبیّه]
حضرت آقای خوئی ـ دامت برکاته ـ نقل کردند: هنگامی که در طهران برای معالجه رفته بودم آقای آقا شیخ ابوالفضل خراسانی روزی برای من نقل کردند که:
من در خواب دیدم که مرحوم آقای آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی ـ رضوان الله علیه ـ به منزل ما آمده و در اطاقی با مرحوم پدر حاج شیخ محمّد حسین خراسانی نشستهاند و من ابداً متوجّه نیستم که این دو نفر فوت کردهاند ولی تعجّب میکنم چگونه آقای آسیّد ابوالحسن به منزل ما آمده است در حالیکه هیچ متوجه نشدیم؟! (و معمولاً اگر ایشان از نجف میآیند قاعدةً باید هیاهوی عجیبی شهر را فراگیرد و مردم استقبال کنند، ولی چون ایشان را روبروی خود در اطاق میدیدم با خود میگفتم علَی أیِّ حالٍ ایشان فعلاً در خانۀ ما آمدهاند)؛ به هرحال در میان سخنهائی که آن مرحوم با مرحوم پدرم میگفتند، گفتند:
میخواهند حسابهای کسانی که در امور حِسبیّه از من وکالت گرفتهاند از من بکشند.
[ملاقات آقا سیّد حسن یکی از اولیاء الله را در راه مسجد کوفه]
حضرت مستطاب آقای شیخ آقا بزرگ طهرانی ـ دامت برکاته ـ برای من نقل فرمودند که: مرحوم عمویم آقای آقا سیّد حسن که از اَبرار و اتقیاء بوده و چند سالی درک محضر مرحوم آخوند ملاّ حسینقلی همدانی ـ رضوان الله علیه ـ را نموده بودند نقل کردند که:
من پیاده از نجف برای مسجد کوفه حرکت کردم. نزدیک غروب بود، در مسجد حنّانه توقّف کردم که زیارت حضرت اباعبدالله الحسین علیه الصلاة و السّلام را بنمایم و حرکت کنم، وقت از غروب گذشت و هوا تیره شد و من خوف داشتم که تنها بروم، چون در آن زمان راه ایمن نبود.