مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٣٨ - شفا یافتن اسماعیل هرقلی توسط امام زمان علیه السّلام
متشکرم فعلاً آب میل ندارم؛ آب را نگرفتم بعد برخاستم قدری دعا خوانده و خوابم برد.
یکمرتبه از خواب بیدار شدم دیدم نزدیک است آفتاب طلوع کند و هوا روشن شده است؛ بسیار افسوس خوردم که در شب بیدار نشدم به جهت دعا و تهجّد.
در این هنگام دیدم آن مردی که دیشب نزدیک محراب خوابیده بود در وسط مسجد، امام جماعت شده و بسیاری از علماء که ابداً من یکی از آنها را هم نمیشناختم در پشت او اقامۀ جماعت نموده و از نماز فارغ شده مشغول تعقیب هستند؛ به سرعت رفتم و تجدید وضو کردم که مبادا نماز صبح قضا گردد، وقتی به مسجد مراجعت کردم دیدم هوا تاریک است، بسیار تعجب نمودم، چون به ساعت رجوع کردم دیدم مقدار کمی بیشتر از شب نگذشته!
معلوم شد آن شخص حضرت امام زمان علیهالسّلام بود و با مقداری از علماء اقامه جماعت نماز عشاء نموده و آن سپیدی هوا از نور مقدّس ایشان بوده است؛ بسیار افسوس خوردم که ایشان را نشناختم.
و ایشان نقل نمودند که: نقل است هر وقت شیخ محمّد این قضیّه را نقل مینمود گریه نموده و میگفت: من قابل نبودم که آبی را که ایشان مرحمت فرموده بودند بیاشامم.
[شفا یافتن اسماعیل هرقلی توسط امام زمان علیهالسّلام]
و نیز حضرت معظّم له نقل نمودند از نجم الثّاقب و از یکی از کتب مرحوم شیخ علی اکبر نهاوندی که:
در زمان مرحوم سیّد بن طاووس ـ رضوان الله علیه ـ شخصی به نام اسماعیل هرقلی یکی از پاهایش مدتی زخم شده، رانش آماس نموده و هرچه