مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٠٩ - وصیّت نام١٧٢٨ مرحوم علاّمه طهرانی قدّس الله نفسه الزّکیّه
الخَیرِ، فَآنِسْ فی القَبر وَحشَتی، و اجْعَل لی عَهدًا یَومَ ألقاکَ منشُورًا.
و بعد، لا یخفی آنکه در مورّخه بیستم شهر ربیع المولود سنۀ یک هزار و چهارصد هجریّه قمریّه، علی هاجِرها آلاف التَّحیّةِ و الثَّنآء، هنگام عزیمت تشرّف به آستان ملک پاسبان حضرت ثامن الأئمّه علی بنُ موسَی الرّضا علیه و علی ءَابآئه و أبنآئه التّحیّةُ و الإکرام، این جانب سیّد محمّد حسین حسینی شیعی إمامی حجازی، شناسنامه شماره ١٠ صادره از طهران، در نهایت صحّت و سلامت و طوع و رغبت، بلا إکراهٍ و لا إجبار، تحت توجّهات حضرت ولیّ عصر أرواحنا له الفدآء به طریق مرقوم در ذیل، انشاءِ وصیّت نمودم.
اوّلاً: وصی خود قرار دادم قرّة العین مکرّم، ولد أکبر و أرشد خود، جناب فخر العشیرة الفخام سیّد العُلمآءِ الأعلام، آقای حاج سیّد محمّد صادق أیّده الله را، و ناظر بر امور قرار دادم برادر ایشان، قرّة العین مکرّم جناب سیّد البَرَرَة الکِرام و عماد الفضلآءِ العظام: آقای حاج سیّد محمّد محسن سدّده الله را، که چنانچه دعوت حق را لبّیک گفته، دار فانی را وداع و به جوار قرب و رحمت حقّ پیوستم، در یکی از اماکن متبرّکه به نظر و صلاحدید خود دفن نمایند، و در تغسیل و تکفین، امور مستحبّه را حتّی الإمکان مُرعَی دارند، و بر مزار ذکر مصائب آل عصمت قرائت شود و در تشییع، زنان شرکت نکنند؛ چه این از امور مستهجنه و مذمومه عند الشّارع است، مانند هدیه نمودن دستۀ گل بر مزار متوفّی، که مع الأسف این آداب جاهلی که از ناحیۀ غرب به ممالک مسلمین سرایت کرده است امروزه متداول و معمول شده است.
باری به هیچوجه احتیاجی به مجالس ختم و هیاهو نیست، بالأخصّ مجالسی که امروزه مرسوم است از تعریف و تمجید متوفّی و بازماندگان او، و ایستادن أولیاء و أقربای میّت، و خواندن اشعار و قاب و قدح، و گرفتن مجلس ختم در مسجد و مزاحمت با مؤمنین و مصلّین، که تمام این امور نیز به سرایت آداب