شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ١٤٣ - قواى جسمانى و روحانى
نداشته باشد، مشكل و آسان معنى ندارد.
مثلا شما صورت علمى چيز آسانى را در نظر بگيريد و همچنين صورت علمى يك چيز بزرگ و پيچيدهاى را تصور كنيد، الآن تصور كنيد يك پر كاه و تصور كنيد يك كارخانه عظيم را، هر دوى اينها از جهت تصور يكسان هستند و نمىشود بگوئيم آن پر كاه چيز سبكى است و تصورش كمتر تحميل بر نفس است و آن كارخانه عظيم تصورش تحميل بيشترى دارد هيچكدام تحميل بر نفس نيست.
غرض اينكه يك وقت مسئله از قبيل صورت ذهنى و علميست كه صورت علمى شيئى قائم به نفس ناطقه است و صدورش از نفس ناطقه مشكل و آسان ندارد. چه شىء تصور شده بزرگ باشد يا كوچك.
بلى گاهى مىشود در عمليات ذهنى وقتى مىخواهيم مسئلهاى را حل كنيم خيلى بايد فكر كنيم و مغز ما خسته مىشود در مقابل يك مسئله جزئى و آسان كه مغز ما را خسته نمىكند.
پس چون هنگام فكر كردن و كسب علم در مسائل پيچيده و مشكل، قواى روحيمان به مغز و اعصابمان يك ارتباطى دارند و مىبايست اعصاب مغز را كه جسمانى هستند به كار ببريم، لذا احساس خستگى مىكنيم و چه بسا تحميل به نفس است و وقتى مىبينيد حل كردن يك مسئله رياضى يا علمى براى ما خستگى مىآورد به دليل اين است كه علاوه بر فكر كردن، اعصاب مغزى كه جسمانىاند، بكار گرفته مىشوند، بدينجهت احساس مىكنيم مسائل علمى آسان و مشكل دارند.