شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ٧٢ - قرب حق
مىگفتند اين حديث را مىخواندند كه حضرت موسى به عنوان مناجات با خداوند عرض مىكند:
«يا ربّ اقريب انت منّى فأناجيك ام بعيد فاناديك؟»، (پروردگار من آيا تو به من نزديكى پس با تو مناجات كنم يا دورى تا تو را صدا بزنم؟)
خطاب رسيد: «يا موسى انا جليس من ذكرنى»[١]، (اى موسى من با كسى كه مرا ياد كند همنشينم)
گويا تنها فاصلهى بين ما و خدا همان غفلت ما است وقتى غفلت برطرف شد ديگر فاصله نيست.
يار نزديكتر از من به من است اين عجب بين كه من از وى دورم
قرآن مىفرمايد: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا اَلْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ اَلْوَرِيدِ[٢]
(ما انسان را آفريديم و وسوسههاى نفس او را مىدانيم و به او از رگ گردن نزديكتريم.)
منظور از نزديكى در اين آيه و حديث قبل و آيه ١٨٦ بقره، نزديكى وجودى و احاطه وجودى حق به همۀ موجودات است و قرب مكانى نيست.
راغب اصفهانى مىنويسد: «كلمه وسوسه به معناى خطور افكار زشت در دل است و اصل آن از وسوس است كه به معنى آواز و
[١]- اصول كافى ج ٢، باب ما يجب من ذكر اللّه.
[٢]- ق، ١٦.