شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٧ - فعاليتهاى پس از انقلاب
بودهاند كه سعى در حذف و نابودى اين بزرگان داشتهاند، لذا آيت اللّه ايزدى چه قبل از انقلاب، همانطور كه گذشت، و چه بعد از انقلاب، از اين قاعده مستثنى نبودهاند و پس از انقلاب، توسط عوامل منافقين در يك اقدام تروريستى مورد سوء قصد شخصى با لباس روحانيت قرار مىگيرند، اما به لطف خدا اين ترور نافرجام مىماند.
استاد عزيز نسبت به آزادگان و خانواده شهداء توجه خاصى داشتند. در طول انقلاب و پس از آن، دژ محكم و سنگر خوبى براى تقويت و تأييد حكومت اسلامى بودند و خود را وقف جامعه و رسيدگى به احتياجات مردم كرده و دائما مشغول فعاليت بودند. در جريان جنگ تحميلى، ايشان هميشه مشوّق مردم براى اعزام نيرو و كمك به جبهه بودند و خود حضورى فعالانه داشتند تا جايىكه بارها ايشان را با لباس رزم در ميادين نبرد حق و باطل مشغول تشويق و ترغيب رزمندگان ديديم. فرزند عزيز خود احمد آقا را نيز در اين راه تقديم اسلام و انقلاب كردند. وقتى خبر شهادت ايشان را كه واقعا يكپارچه صداقت، پاكى، تواضع، سادگى و خلوص بود، به پدرشان آيت اللّه ايزدى دادند، فرمودند: «اخلاقى را كه من از احمد مىديدم، چنين اقبالى را برايش پيشبينى مىكردم». ثقة الاسلام شهيد احمد ايزدى كه در رشته علوم دينى تحصيل مىكردند و اشتغال به شرح لمعه داشتند، در جبهههاى حق عليه باطل در منطقه عملياتى شلمچه و در عمليات ظفرمندانه كربلاى ٥، در تاريخ ٢٦ دىماه سال ٦٥، در لشكر نجف اشرف شربت شهادت نوشيدند.