شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٦ - فعاليتهاى پس از انقلاب
بزرگ حضور فعال و مؤثر داشت و يكى از پنج نماينده مردم استان اصفهان بود. چندينبار توسط حضرت امام و بعضى بزرگان نامزد شوراى عالى قضائى شد، ولى از رها كردن مردم امتناع داشت و اين پيشنهاد را نپذيرفت و تا روزهاى پايانى عمر پرتلاش خود در سنگر نماز جمعه به تبيين اسلام ناب محمدى اشتغال داشت و بارها از زبان ايشان در نماز پرصلابت جمعه اين ترنّم حافظ را مىشنيديم:
اين جان عاريت كه به حافظ سپرده دوست
روزى رُخش بينم و تسليم وى كنم
ايشان با صرفنظر از تفريحها و مسافرتهاى غيرضرورى بيشترين خدمت را به مردم كردند. نوعا پس از شركت در سمينارهايى كه به عنوان ائمه جمعه و يا خبرگان و غير آن تشكيل مىشد، بلافاصله به آغوش پرمهر و محبت و در عين حال، پررنج و غم مردم بازمىگشتند. روزى مىفرمودند: «در يك سمينار به آقاى توسلى، (مسئول ملاقاتهاى حضرت امام)، عرض كردم سلام مرا به حضرت امام برسانيد و به ايشان بگوييد از اينكه بنده بعد از سمينارها كمتر به ملاقات شما مىآيم نه اينكه علاقه ندارم، بلكه براى اين است كه ترجيح مىدهم زودتر به محل كار خود برگردم و كارى براى مردم انجام بدهم. آقاى توسلى هم خوششان آمد، تبسمى كردند و فرمودند چشم، پيغام شما را به حضرت امام مىرسانم و بعدا شنيدم كه ايشان اظهار خشنودى فرمودهاند».
از آنجا كه در مسير زندگى مردان خدا، همواره افراد و جرياناتى