شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ١٥٨ - احاط١٧٢٨ خداوند
كمال خدا است و از جهت اين كه كامل و در درجۀ عالى از هستى است دست ما به دامان او نمىرسد.
ولى در عين حال نزديك است براى اينكه درست است وجود ما محدود و ناقص است اما وجود بىنهايت خداوند طورى است كه هيچ موجودى از حيطۀ ذاتش بيرون نيست و همه چيز محاط و تحت احاطۀ او است و به همه چيز محيط است و به هر شيئى احاطه وجودى دارد و در واقع نظام هستى معلول حق تعالى است و معلول هميشه پيش علت و در اختيار او است.
احاطۀ خداوند
به فرمايش امير المؤمنين عليه السّلام: «مع كلّ شىء لا بمقارنة و غير كلّ شىء لا بمزايلة»،[١] (خداوند با هر چيزى هست، البته نه مانند آن مقارنت و نزديكى مكانى كه اجسام دارند و غير از هر چيزى است نه به طورىكه از آن جدا باشد)، معيّت خدا با موجودات، جسمانى نيست مثل دو چيز كه پهلوى يكديگر واقع شدهاند و يا يكى در ديگرى قرار گرفته است.
خداوند با هر چيزى هست اما نه آن معيّتى كه اجسام با هم دارند، چون خدا جسم نيست و جسم داراى زمان و مكان و جهت است، بلكه معيّت حق تعالى با مخلوقات، قيّومى است يعنى
[١]- نهج البلاغه، خطبه اوّل.