منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٠٦ - الترجمة
نبريده است شما را از او پرده، و بسته نشده است از شما نزد او هيچ درى، و بدرستى كه او در هر مكان و در هر وقت و زمان حاضر، و با هر انسان و جانّ مصاحب.
صدمه نمىرساند كرم او را بخشش و عطا، و نقصان نمىرساند خزانه احسان او را كرم او، و تمام نمىنمايد بحر عطاى او را هيچ سؤال كننده، و بپايان نمىرساند نعمتهاى او را هيچ عطيه، پيچيده نمىنمايد او را شخصى از شخصى، و مشغول نمىگرداند او را آوازى از آوازى، و مانع نمىشود او را بخششى از ربودنى، و رو گردان نمىسازد او را غضبى از رحمتى، و حيران نمىگرداند او را رأفتى از عذابى، و پنهان نمىدارد پنهانى ذات او از آشكارى آثار او، و منقطع نمىسازد ظهور آثار او از خفاء ذات او، نزديك شد بمخلوقات با علم و قيوميّت پس دور شد از ايشان بحسب ذات، و بلند شد بهمه چيز با استيلا و سلطنت پس نزديك شد بايشان با علم و احاطه و ظاهر شد پس از كثرت ظهور خفا بهم رساند، و مخفى گشت پس در خفايش آشكار گرديد، و لنعم ما قيل:
|
از همه كان بى نياز و بر همه مشفق |
و ز همه عالم نهان و بر همه پيدا |
|
و جزا داد بهمه عباد و جزا داده نشد، و خلق نفرمود خلق را با جولان فكر و تدبير، و طلب اعانت نجست از ايشان بجهت عجز و ضعفى.
وصيّت ميكنم شما را اى بندگان خدا بتقوى و پرهيزكارى خدا پس بدرستى كه آن تقوى افساريست مانع از دخول هلاكتها، و قوام دين شما با اوست، پس بچسبيد بريسمانهاى محكم او، و چنك بزنيد بحقيقتهاى آن يعنى اعتقادات حقه يقينيه كه راجع مىسازد شما را بمكانهاى راحت و وطنهاى با وسعت و حصارهاى محكم و منزلهاى عزت در روزى كه شاخص مىشود در آن ديدها، و تاريك مىشود بسبب شدت آن روز اطراف عالم، و معطل و بى صاحب مىماند در آن روز شتران كم شير كه از مدت حمل او ده ماه گذشته باشد و نزديك بزائيدن شود.
و دميده شود در صور اسرافيل پس مضمحل و هلاك مىشود هر قلب، و لال مىشود