منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ١٨ - الترجمة
كه نمىشناسد احدى از مخلوقان قيمت آن را، از جهت اين كه آن افزونتر است از هر بهائى، و بزرگتر است از هر منزلت و مزيّتى.
و بدانيد بدرستى كه شما گرديديد بعد از مهاجرت و معرفت برسومات و آداب شريعت مثل عربان باديه نشين بىمعرفت، و بعد از دوستى و موالاة طوايف مختلفه متعلّق نمىشويد از اسلام مگر اسم آن را، و نمىشناسيد از ايمان مگر رسم آن را مىگوئيد: النار و لا العار، داخل آتش بشويد قبول ننگ و عار ننمائيد گويا كه مىخواهيد برگردانيد اسلام را بر روى آن بجهت هتك احترام آن، و بجهت شكستن پيمان آن چنان اسلامى كه نهاده است آن را خداى تعالى براى شما حرم در زمين خود، و ايمنى در ميان خلقان خود.
و بدرستى كه اگر شما ملتجى بشويد بسوى غير آن يعنى اگر اعتماد نمائيد بر غير دين اسلام محاربه مىكنند با شما كفّار، بعد از آن نه جبرئيل است و نه ميكائيل و نه مهاجرين و نه انصار كه نصرت كنند شما را مگر كوفتن يكديگر با شمشير آبدار تا آنكه حكم كند خداوند متعال در ميان شما.
و بدرستى كه در نزد شما است داستانها از شدّت عذاب خدا و عقوبات كوبنده أو و روزهاى سخت او و واقعههاى نكال او، پس بعيد نشماريد وعده عذاب او را از جهت جهالت شما بمؤاخذه او، و از جهت استخفاف بعنف و سطوت او، و از جهت نوميدى از عذاب او.
پس بدرستى كه خداوند لعنت نفرمود قرنهاى گذشته را مگر بجهت ترك كردن ايشان امر بمعروف و نهى از منكر را، پس لعنت كرده خدا سفيهان را بجهت ارتكاب معصيتها، و دانايان را بجهت ترك نهى كردن از مناهى، آگاه باشيد بدرستى كه شما بريديد بند محكم اسلام را، و معطل كرديد حدّهاى نظام او را و فانى نموديد و باطل كرديد أحكام او را
.