منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣٦٢ - الترجمة
و قال الجوهرى: زحف إليه زحفا، مشى و الزّحف الجيش يزحفون إلى العدوّ، و قوله: لطف به، الضمير راجع إلى الموصول في قوله: ما العباد مقترقون.
الترجمة
از جمله كلام بلاغت نظام آن امام است وصيّت ميكرد با آن أصحاب خود را مىفرمود:
مواظبت نمائيد بأمر نماز و محافظت نمائيد بر آن و بسيار كنيد از گذاردن آن و تقرّب جوئيد بدرگاه پروردگار با آن، پس بدرستى كه بوده است آن نماز بر مؤمنين فرض واجب، آيا گوش نمىكنيد بسوى جواب اهل آتش وقتى كه سؤال كرده شدند كه چه باعث شد بامدن شما در دوزخ، گفتند نبوديم ما در دنيا از نماز گذارندگان، و بدرستى كه آن نماز مىريزد گناهان را مثل ريختن برك از درختان و بر مىدارد قيد گناهان را از گردن گناه كاران مثل برداشتن بند ريسمان از گردن حيوان.
و تشبيه فرموده است نمازهاى پنج گانه را حضرت رسالتماب صلوات اللّه و سلامه عليه و آله بچشمه آب گرمى كه باشد در خانه مرد پس بشويد آن مرد بدن خود را در آن چشمه در روز و شب پنج دفعه، پس نزديك نيست كه باقى ماند بر بدن او چركى و كثافتى، و بتحقيق كه شناخت قدر نماز را مردانى از مؤمنين كه مشغول نمىكند ايشان را از آن نماز زينت متاع دنيا و نه چشم روشنى از اولاد و نه مال آن مىفرمايد حق تعالى در شان ايشان: رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ الاية، يعنى تسبيح كند خداوند را مردانى كه مشغول نمىنمايد ايشان را تجارت و خريد و فروش از ذكر پروردگار و از اقامه نماز و از دادن زكاة و بود حضرت رسول خدا بغايت متحمل بمشقّت و زحمت نماز با وجود اين كه بشارت بهشت داده بود او را بجهت فرمايش خدا كه خطاب فرمود او را كه: امر كن اهل خود را بنماز و صبر كن برحمت آن، پس بود آن بزرگوار امر مىفرمود اهل خود را و وادار مىنمود نفس خود را بر آن.