آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥ - آيات قرآن مجيد
تا شرط درست و موافق با مشروط باشد، زيرا كسى كه در خوراكش از حرام پرهيزد گناهى در خوراك ندارد ولى بسا كه گناهى در ترك انجام واجبات داشته باشد، و چون شرط كرديم كه با تقوى بايد ايمان و عمل صالح باشد گناه از هر راه نفى شود، و چون قرينه هست حذف آنچه گفتيم زشت نيست چون عادت عربست كه با قرينه واژهاى حذف كنند چون نياز بگفتن ندارد ماند قول شاعر:
|
تراه كان اللَّه يجدع انفه |
و عينيه ان مولاه يأت له وفر[١] |
|
چون كلمه جدع با چشم شايسته نيست و عطف بر انف شده كه شايان جدع است و لفظى كه مناسب چشم است در تقدير است مانند قفو بمعنى كندن و مانند آن، راه دوم اينكه ايمان و عمل صالح شرط نباشند گرچه بدان عطف شدند، و چون خدا خواسته وجوب ايمان و عمل صالح را بيان كند آن را بواجبى كه تقواى از حرام است عطف كرده چون هر دو واجبند گرچه هر دو شرط نفى گناه نيستند در باره خوراك، و اين توسّعى است در بلاغت و رسائى سخن كه خرد در حسن و غرابتش خيره ماند پايان سخن او- ره- و باز پاسخ دادند كه در باره مؤمن درست است گفته شود بيگناه است ولى بكافر كه مستحق كيفر است و بدان اندر است اين تعبير گفته نشود، بعلاوه كافر راه فهم حلال و حرام را بر خود بسته، و از اين رو اين سخن در باره مؤمن گفته شده و فرمودهاش «وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» يعنى ميخواهد بدانها ثواب دهد و احترام كند، و روايت است كه قدامة بن مظعون مىنوشيد در دوران عمر بن خطاب و وى خواست او را حد زند و قدامه گفت: «نيست بر آنان كه ايمان و عمل صالح دارند گناهى تا آخر آيه، و عمر خواست حد از او بردارد على ٧ فرمود: او را ميان صحابه بگردانيد اگر از كسى آيه حرمت مى را نشنيده حدش نزنيد و اگر شنيده او را توبه دهيد و حد زنيد، و اگر توبه نكند او را بكشيد.
[١] بينى او را كه گويا خدا ميبرد بينى او را و دو چشم او را اگر مولايش صاحب مال فراوان گردد.