آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٩ - اخبار باب
و شهيد ثانى- قد- گفته: اصل در حلال الاكل و حرامش اينست كه بشرع رجوع شود و هر چه را مباح كرده مباح است و هر چه را منع كرده حرام، و هر چه در شرع ذكر نشده مرجع عادت عربست: آنچه را پاكيزه دانند حلال است و آنچه را نفرت دارند حرام، و بآيات گذشته استدلال كرده كه سخن در باره آنها گذشت محقق اردبيلى طاب ثراه گفته دليل عقل و نقل موافقند كه خوردن هر چيز بىزيانى حلال است، زيرا بيان شد كه حكم عقل مباح بودن هر خوراك بىزيانيست جز آنچه را دليل خارج كرده و آيات شريفه هم در اين باره بسيارند چون «خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً- ٢٩- البقره» «وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً، ٨٨- المائده» كه حلال و طيب تاكيدند نه قيد و آن ظاهر است، اخبار هم بدين معنا بسيارند و اجماع هم محقق و همه چيز بحكم عقل و نقل از كتاب و سنت و اجماع بر اباحه است جز آنچه نصّ بر حرمت دارد بطور عموم چون «و حرام است بر شما خبائث ١٥٧- الاعراف» و هر چه دانسته شود كه خبيث است حرام است ولى معنى خبيث مبهم است زيرا شرع آن را شرح نداده و معنى لغوى هم مقصود نيست و عرف هم يك نواخت نيست، و مىشود گفت مقصود عرف ميانه مردم و بيشتر آنها است در حال اختيار مانند مردم شهر و ده نه بيابان گردان كه چيزى نزد آنها نفرت انگيز نيست بلكه هر خوردنى را پاكيزه شمارند و اعتماد بدانها نشايد.
و يا بطور خصوص چون «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ» ٣- المائده تا آخر آيه، و خلاصه ظاهر حلال بودنست تا دانسته شود كه حرام است براى اينكه خبيثه است يا جز آن براى آنچه گذشت و براى صحيحه ابن سنان و مؤيد آنست حصر حرامها چنانچه فرمود «بگو نيابم تا آخر آيه ١٤٥- الانعام» و آنچه بىترديد فهميده شود همان حلال بودن است تا دليل حرمت نباشد تا برسد بحيوان ذبح شده و اعضاء مردار كه هر چه دانسته شود كه مردار است يا نامشروع سر بريده شده نيز حرام است جز آنچه استثناء شده و اما مشتبه و مجهول الحال است جز آنچه استثناء شده ظاهر سخن فقهاء حرمت است نيز ولى مورد تامّلى است كه بدان اشاره شد، اين قاعده كلّى