آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٤ - اخبار باب
جز اينكه علم شامل ظن هم باشد، ولى مشهور ميان اصحاب اينست كه اصل عدم تذكيه است تا دانسته شود يا از دست مسلمان و يا از بازار مسلمانان گرفته شود تا آنجا كه برخى مبالغه كرده و گفته: اگر جلد قرآن در مسجدى باشد در حكم مردار است، و برخى اصحاب گفتند در اين باره اعتماد به ظن از اماره رواست.
شهيد ثانى در باره لقطه نعلين و انبان و شلاق گفته: نهان نيست كه بيشتر نعلينها پوستند و هم انبان و شلّاق و حكم مطلق بجواز برگرفتن آنها يا حمل مىشود بدان چه از پوست نباشد چون پوست افتاده مجهول است و بحكم اصل عدم تذكيه مردار است يا حمل مىشود بموردى كه ظاهر امارات تذكيه آنست و برخى اصحاب گفته اعتماد بدان شايد.
و علامه رحمه اللَّه در تحرير گفته: اگر ذبيحه افكنده يافت، خوردنش روا نيست برايش تا نداند مسلمان سر آن را بريده يا آن را در دست مسلمان بيابد.
محقق اردبيلى- نور- در شرح ارشاد گفته: دليل اجتناب از گوشت افتاده در راه كه ذبحش معلوم نيست اينست كه اصل در مردار حرمت است، چون بيجانى دانسته است و تذكيه شروط وجودى بسيارى دارد كه اصل عدم آنها است ولى بسا بقرينه دانسته شوند و از اين رو بر سر گوشت قربانى نشانى نهند، و عموم برخى اخبار هم بر آن دلالت دارند چون صحيحه عبد اللَّه بن سنان كه حلال بر حرام غلبه دارد. و خصوص روايت سكونى، و اين روايت را آورده و گفته: ضعف سند زيان بدان ندارد چون موافق عقل است و جز آن، و در آن احكام بسيارى است چون پاكى گوشت افكنده و هم پوست افكنده و حمل مىشود بر صورت وجود قرينه بدان كه در دست مسلمان بودند، و بودن گوشت در دست گبر روشن نيست تا دلالت كند بر حلال بودن ذبيحه كافر فافهم، و چون جواز خوردن مال مردم در صورت تلف شدن آن بىنياز باذن حاكم شرع بشرط اينكه آن را بعهده خود قيمت كند،