آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٥ - باب سوم در پرندهها و جانوران حلال و غير حلال
باب سوم در پرندهها و جانوران حلال و غير حلال
١- در خصال- ج ١ ص ١٣٩- بسندش از سلمه كنيز فروش كه مردى از ياران ما از من خواست كه در خرمنگاهش باشم و آن را نگهدارى كنم، و در كنارم ديرى بود و نيم روز وضوء ميگرفتم و نماز ميخواندم، آن ديرنشين روزى مرا فرياد كرد و گفت: اين نماز چيست كه تو ميخوانى؟ من كسى نديدم آن را بخواند گفتم از زاده رسول خدا آن را فرا گرفتم، گفت: او عالم است؟ گفتم آرى، گفت:
سه چيز از او بپرس: كدام تخمها حرامند، كدام ماهى حرامست، چه پرندهاى حرام است؟ گفت: همان سال بحج رفتم، و نزد امام ششم درآمدم و گفتم: مردى از من خواسته كه سه مسأله از شما بپرسم گفت آنها چيستند؟ و باو گزارش دادم، فرمود: تخم حرام هر آن تخمى است كه سر و تهش را ندانى آن را مخور، ماهى حرام آنچه فلس ندارد مخورش، پرنده حرام آنچه چينهدان ندارد مخورش، گفت؟
از مكه برگشتم و عمدا نزد آن ديرنشين رفتم و باو گزارش دادم، گفت بخدا او پيغمبر است يا وصى پيغمبر.
صدوق- ره- گفته: از مرغابيها هر چه چينهدان يا سيخك پا دارند خوردنيند و از مرغان خشكى هر كدام پر زدنش در پرواز بيش از صاف پريدن باشد خوردنيست، و اگر صاف پريدنش پيش از پر زدنش باشد خوردنى نيست.
بيان: ميان فقهاء اصحاب معروف است كه تخم پرنده در حلال و حرامى تابع خود آنند و در صورت اشتباه هر كدام را دو طرف نابرابر است خوردنيست و اگر برابرند خوردنى نيست، و اخبار بسيارى بر آن دلالت دارد و حكم ماهى بزودى بيايد ان شاء اللَّه.
جوهرى گفته: قانصه پرنده بجاى شكمبه جانوران ديگر است و از حديث