آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٧ - اخبار باب
ظاهر اينست كه متثاقلا باشد چنانچه در كافى و تهذيب است و بر فرض صحت كنايه از همان تثاقل است، در نسخهاى «عننا» بدو نون ثبت شده و بمعنى ضعف و سستى است، و اينكه فرمود: غلام را گرفت، يعنى سعيده يا جده اگر جز او باشد محمّد را كه پرسنده بود گرفت و خواست بزند بگمان اينكه در رساندن پيغام كوتاه آمده يا بىفرمان او پرسيده و اينكه فرمود: قاووتش بدهيد براى جبران ضعف ناشى از هراس او بوده، و اين خبر صحيح دلالت دارد كه خروج خون معتدل در ادراك تذكيه كافى است.
١٩- در خصال- ٢: ٤٥١- بسندش تا امام پنجم ٧ كه در تفسير قول خدا عزّ و جلّ «حرام است بر شما مردار و خون و گوشت خوك تا آخر آيه ٤- المائده» فرمود: مردار و خون و گوشت و خوك شناخته شدند «وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ» قربانى بتها است، و اما منخنقه اينست كه گبرها ذبيحه نميخوردند و مردار ميخوردند و گاو و گوسفند را خفه ميكردند و چون خفه ميشد و ميمرد ميخوردندش «متردّيه» چشم آنها را مىبستند و از بام پرت ميكردند و چون ميمرد ميخوردند «نطيحه» قوچها را با هم بشاخ زدن واميداشتند و چون يكيشان ميمرد ميخوردند «وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ» هر چه را گرگ و شير ميكشتند آنها ميخوردند و خدا آن را حرام كرد «ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ» قربانيها كه براى آتشكدهها ميگذرانيدند و قريش هم درخت و سنگ پرستش ميكردند و براى آنها قربانى ميكردند.
«وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ» فرمود: شترى مىآوردند و ده بخش ميكردند و گردش فراهم ميشدند و چوبههاى تير را بشريكان قمار ميدادند كه ده تا بود و هفت آنها بهره داشت و سه تا بىبهره بودند آنها كه بهره داشتند بنام فذّ، توأم، مسبل، نافس، حلس، رقيب و معلّى بودند. فذّ، يك سهم داشت، توأم دو سهم، مسبل سه سهم نافس و چهار سهم، حلس و پنج سهم رقيب شش سهم و معلى هفت سهم، و بىبهرهها بنام سفيح، منيح و وغد بودند، و بهاى شتر بعهده آنها بود كه تيرى كه