آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٦ - آيات قرآن مجيد
و حرمت خود كار هم جاى اعتراضى دارد زيرا شكسته نبودن نماز و روزه چنين شكار كنى حرمت را نبايد، ولى ظاهر اينست كه خلافى در حرمت ندارند و برخى روايات مشعر برآنند.
٢- ظاهر آيه اينست كه بايد شكارگير سگ باشد چنانچه دانستى، و شهيد ثانى- ره- گفته: شكار كردن دو معنا دارد:
١- گرفتن شكار وحشى و بند كردن او بابزار شكار و اگر چه هنوز زنده باشد و بشود او را تذكيه كرد.
٢- زخم زدن باو با ابزار شكار كه جانش برآيد بوجهى كه حلال باشد، شكار بمعنى يكم باجماع جائز است بهر وسيله باشد از سگ و درنده و جز آنها و سخن در شرائط شكار بمعنى دوم است و جواز آن بوسيله سگ آموخته اجماعى است از ميان جانوران يعنى آنچه را بگيرد و زخم زند و بيجانش بدست صاحبش افتد در حال جاندادن باشد حلال است و فرستادن سگ و زخم زدن او بهر جاى شكار باشد بجاى تذكيه است و در شكار جز سگ از پرندههاى شكارى و درندهها خلاف است، مشهور ميان فقهاء تا آنجا كه سيد مرتضى- ره- بر آن دعوى اجماع كرده عدم صحت آنست بحكم آيه كه گرچه لفظ جوارح عام است ولى آن را با كلمه مكلبين مخصوص بسگ كرده زيرا مطلب آموزگار سگان شكارى است، و ابن عقيل گفته: شكار جانوران مانند سگ همچون يوز پلنگ و جز آن حلال است چون كلمه جوارح عام است و در اخبار صحيحه و جز آن آمده كه يوز مانند سگانست در اين حكم، و تفسير شيخ از اين اخبار مختلف است در جايى آنها را در مورد خود حجت گرفته و شكار يوز را چون سگ حلال دانسته بدليل اينكه يوز هم سگ ناميده شود در لغت و يك جا آنها را حمل بر تقيه كرده و يك بار ديگر حمل بر حال ضرورت و اخبارى هم در حلال بودن شكار جز يوز رسيده كه آنها را حمل بر يكى از دو وجه اخير كرده.