آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٨ - اخبار باب
بدانها اصابت ميكرد بىبهره بود و آن قمار است كه خدا عزّ و جلّ حرامش كرده.
در تفسير على بن ابراهيم- ١٤٩- بىسند مانندش را آورده جز اينكه پيش از مترديه گفته: موقوذه، اين بود كه پاهاش را مىبستند و او را ميزدند تا ميمرد وانگهش ميخوردند، و مترديه را چشمها مىبستند الخ.
و گويا اين عبارت از نسخه نويسان يا راويان ساقط شده باشد.
و گويم: اين خبر در نامهاى هفت تير بهرهدار با مشهور مخالف است مگر در نخست و دوّم و هفتم چنانچه دانستى.
٢٠- در قرب الاسناد- ٢٤ ط ١- بسندش كه پرسش شد امام ششم از ذبيحه ختنه نكرده، فرمود: على ٧ در آن باكى نميديد.
بيان: ظاهرا ميان اصحاب در آن خلافى نيست، در دروس گفته: حلال است ذبيحه كودك مميز، زن، خايه كشيده، خنثى، جنب، حائض، ختنه نشده، كور كه درست سر برد بروايت از دو امام ٨ و هم زنازاده بر قول اقرب.
٢١- در قرب الاسناد- ٥١- بسندش تا على ٧ كه ميفرمود: ذبيحه با سنگ تير و چوب و مانندشان باكى ندارد جز با دندان و ناخن.
٢٢- بهمان سند از على ٧ كه چون كارد شتاب كرد بر ذبيحه و سرش را جدا كرد باكى بخوردنش نيست.
بيان: خبر يكم دلالت دارد بر جواز ذبح با سنگ تيز و چوب و مانندشان و حمل بر ضرورت شده و دوم بمنطوقش دلالت دارد بر اينكه جدا كردن سر بىتعمد باكى ندارد و مفهومش اينست كه عمدى باشد خوردنش خوب نيست و در آن دو قول است يكى حرمت كه شيخ در نهايه گفته و هم ابن جنيد و گروهى براى صحيحه محمّد بن مسلم از امام باقر ٧ كه مخ حرام را مبر و گردن را پس از ذبح جدا مكن.
گفتند: اين نهى است و اصل در آن حرمت است.
دوم كراهت كه شيخ در خلاف گفته و هم ابن ادريس و محقّق و علامه در