آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢ - آيات قرآن مجيد
و بسندش از يوسف بن ابراهيم كه نزد امام ششم ٧ رفتم و جبه و روپوش خز بر تن داشت گفتم: قربانت اين خز است در باره آن چه گوئى؟ فرمود: خز باكى ندارد گفتم پودش ابريشم است. فرمود: باكى ندارد حسين ٧ را كه كشتند جبه خز بر تن داشت سپس فرمود: چون عبد اللَّه بن عباس را امير المؤمنين ٧ نزد خوارج فرستاد بهترين جامهاش را پوشيد و عطر بهترى زد و به بهترين مركب سوار شد و نزد آنها رفت، گفتند: اى پسر عباس تو كه بهتر مردمى در جامه و مركب جبّاران نزد ما آمدى؟ اين آيه را خواند «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ- تا آخر آيه» بپوش و خوش بپوش كه خدا جميل است جمال را دوست دارد و بايد از حلال باشد.
و اين آيه دلالت دارد كه اصل در اشياء اباحه است چون فرموده «كى حرام كرده» و نقل مؤيد عقل آمده- پايان- (مجمع البيان ٤: ٤١٣).
سپس خدا سبحانه حرامها را برشمرد و فرمود «بگو پروردگارم حرام كرده هرزگيها را آشكار باشند يا نهان و گناه را و ستم را بناحق و شرك شما بخدا را كه دليلى بر آن فرو نيامده و حرام كرده كه ندانسته بخدا چيزى را بگوئيد» و گويا اشاره است باينكه خوردن طيبات و بهره بردن از لذتبخشهاى حلال حرام نيستند بلكه حكم بحرمت آنها حرام است چون ندانسته بخدا بستن است.
گفتند فواحش همه زشتيها و كبائرند آشكار باشند يا نهان، و گفتند: زنا است، و گفتند عريان گرديدنست و گفتند: اثم گناهان و نافرمانيها است، گفتند:
گناهى كه حد ندارد، و گفتند مى و ستم و تباهكاريست و واژه بناحق براى تاكيد است.
«وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ» در مجمع البيان- ٤: ٤٨٧- است كه يعنى لذتبخشهاى خوب، و حرام كرد بر آنها زشتيها و آنچه نفوس نفرت دارند. و گفتند: حلال كرد بر آنها آنچه از راه حلال بدست آرند و حرام كرد آنچه از راه ناپاك بدست آرند، و گفتند: حلال كرد بر آنها آنچه را رهبانانشان و ملايانشان بر آنها حرام