آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٥ - آيات قرآن مجيد
دارند در شترى كه سربرند وانگهش نحر كنند يا گوسفند و گاوى كه نحر كنند و وانگه سر برند كه آيا حلال باشند يا حرام و شيخ در نهايه و جمعى ديگر گفتند:
حلال است چون هنوز جان داشته و تذكيه شده و عموم «إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ» شامل آن شود و هم عمومات ديگر، و كسى كه استقرار حيات را شرط داند حكم بحرمت نمايد، و ظاهر اينست كه مقصودش دومى است كه حرمت است چون در دنبال اين مسأله پس از نقل وجوه حليت گفته فتامّل زيرا حكم بحلالى پس از قطع اعضاء مهلك مشكل است زيرا ديگر بيجان شده و اثر بخشى اين حركت و خونريزى مشكل است چون اينها ديگر نشانه زندگى كه وسيله حلالى ذبيحه است نباشند و نبايد آنها را دليل آن دانست و تحقيق همانست كه ما بدان اشاره كرديم- پايان- (در شرح ارشاد كتاب صيد و ذباحه).
(ميزان صحت تذكيه اينست كه جان در همه اعضاء تن ذبيحه باشد و ظاهرا مقصود فقهاء از حيات مستقره هم اينست و در صورتى كه محرز باشد زنده بودن همه اعضاء تن ذبيحه و ذبح شود يا نحر شود حلال مىشود گر چه بواسطه صدمه يا پيشامد ديگر تا لحظهاى پس از آن بميرد و اگر در وجود حيات در همه اعضاء شبهه شود نشانهاش حركت دست و پا است و يا گردش عادى چشم كه با آن ثابت مىشود ولى مجرد جريان خون بتنهائى دليل آن نميشود، شرح مترجم).
٧- مشهور ميان اصحاب اينست كه در ذبح شرط است بريدن چهار عضو با هم:
١- گلوگاه كه نفس از آن برآيد و درآيد. ٢- مرى كه روده سرخه باشد و خوراك از آن بمعده فرو شود ٣ و ٤- دو رگ زننده در دو طرف ناى و زير گردن، و ابن جنيد همان بريدن گلو را كافى دانسته بحكم صحيحه زيد شحّام كه پرسيدم امام ششم ٧ را از مردى كه كارد حاضر ندارد با تيكه نى ذبح تواند؟
فرمود: با سنگ و استخوان و نى و چوب ذبح كن وقتى دسترسى بآهن ندارى چون گلو بريده شود و خون بدرآيد باكى ندارد (كلينى آن را در- ٦: ٣٣٨ فروع) بسند خود آورده) و بر اين قول مشهور دليل آورده بصحيحه عبد الرحمن بن حجّاج