آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٩ - آيات قرآن مجيد
رجحان دارد بر ترك، و همان بسم اللَّه گفتن كافى است گرچه آن را واجب نداند، و حكم بحرمت در آنجا است كه بداند بسم اللَّه نگفته، و اين نظر خوبيست، و سخن در باره رو بقبله كشتن ذبيحه هم مانند آنست.
٣- آيه دلالت دارد كه مطلق گفتن نام خدا تعالى بر ذبح كردن يا نحر يا رها كردن سگ و تير و مانندش بس است و چنانچه بيشتر فقهاء بدان تصريح دارند گفتن اللَّه اكبر، سبحان اللَّه، الحمد للَّه لا اله الا اللَّه و مانندش هم كافى باشند، و اگر تنها اللَّه بگويد كفايت آن دو قول دارد از اين راه كه ياد نام خدا بر آن صدق دارد، و از راه ديگر مفهوم عرفى ذكر نام خدا پيوست با وصف كمال و ستايش است و همين خلاف است در «اللهم ارحمنى و اغفر لى» گفتند: اگر گويد: «بسم اللَّه و محمّد» بجرّ محمّد كافى نيست چون شرك است و همچنين اگر گويد: و محمّد رسول اللَّه، و اگر در هر دو محمّد را برفع خواند ضرر ندارد و چون تسميه با جمله نخست تمام شده، و پيوست شهادت برسالت فزودن خوبيست و منافى نيست بخلاف قصد شرك بهر دو نام، و اگر گويد «اللهم صل على محمّد و آله» اقوى كفايت است، آيا شرط است كه نام خدا را بزبان عربى گويد ظاهر احتمال دارد چون اسم اللَّه آمده و احتمال عدم دارد نيز، زيرا مقصود از اللَّه ذات خداست و گفتن هر نامى سزاست بهر زبانى باشد، و متفرع بر آنست گفتن بسم الرحمن و جز آن از نامهاى مخصوص يا غالب الاستعمال بر خدا جز واژه اللَّه.
٤- فقهاء گفتند در ذبح گوسفند خوبست دو دست و يك پايش را بندند و ديگرى را رها دارند، و پشم و موهاى او را نگهدارند تا سرد شود، و در گاو دو دست و دو پايش را بندند و دمش را رها كنند، و در شتر دو سمش را از دست بدو زير شانهاش بندند و دو پايش را رها كنند و ايستاده او را نحر كنند يا دست چپش را از سم تا زانو بندند و بر دست راستش وادارند، و مىشود از آيه كريمه فهميد كه خوب است شتر در حال نحرش ايستاده باشد كه فرموده «صوافّ» بيضاوى گفته: يعنى ايستاده باشند و دستها و پاهاشان در صف شوند و خوانده شده «صوافن» بمعنى