آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٦١ - باب دوم براى چه برخى خوردنيها و نوشيدنيها حرامند؟
و منع از كشتن آنها در غير حال ضرورت براى احترام جانشان نيست و از اين رو كشتن آنها نه كفاره دارد و نه ديه بخلاف ذمّى و پناهنده و معاهد، و اگر مضطرّ جز خود را نيابد باينكه تيكه از رانش يا جاى گوشتين ديگر ببرد و بخورد اگر ترس از اين دارد كه بريدن آن مردن آرد يا بدتر از آن بريدن حرام است بطور قطع، و اگر براى سلامت اميد بخشتر است در آن دو وجه است.
باب دوم: براى چه برخى خوردنيها و نوشيدنيها حرامند؟
١- در احتجاج از هشام بن حكم كه زنديقى از امام ششم ٧ پرسيد چرا خدا مى را حرام كرده با اينكه لذتى به از آن نيست؟ فرمود: براى اينكه ام الخبائث است و سرچشمه هر بديست و هنگام مستى از آن نوشندهاش خدا را نشناسد و گناهى نماند جز بدان دست يازد و حرمتى واننهد جز آنكه آن را هتك كند و خويشى نزديكى را نگذارد جز پيوندش ببرد، و هرزگى نماند جز آن را بيارد.
مهار مست بدست شيطانست اگرش فرمان دهد كه بر بت سجده كند سجده كند، و او را هر جا خواهد بكشد گفت: چرا خون ريخته را حرام كرده؟ فرمود: براى آنكه دل را سخت كند و دل را بيرحم كند و تن را بگنداند و رنگ را دگرگون سازد، و بيشتر دچار شدن آدمى بخوره از خوردن خونست.
گفت: خوردن غدّهها چطور؟ فرمود: مايه خورهاند.
گفت: مردار را چرا حرام كرده؟ فرمود: تا جدا باشد از آنچه با نام خدا سر بريده شود، و خون در تن مردار بسته شود و بتنش چسبد، و گوشتش سنگين و ناگوار گردد.
گفت: ماهى هم مردار است، فرمود: تذكيه ماهى زنده برآوردن آن از آبست و آنگهش وانهند تا جان دهد، براى اينست كه خون ندارد و ملخ هم چنين است.