آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٨ - آيات قرآن مجيد
ولى در شرع خاص بمعنى جان ستاندنست بوجه مخصوصى و دليل بر اين بازگيرى اينست كه به مرده خامد و هامد گويند و بآتش خاموش مرده گويند و گفته: ذبح شكافتن حلقوم جاندارانست و در صحاح گفته: تذكيه ذبح است و ذبح شكافتن است، و ظاهر اينست كه تذكيه و ذبح در لغت و عرف بهمان بريدن ناى يا دو رگ محقق شوند.
٨- از آيات استفاده شود كه تذكيه با هر ابزار برنده تحقق پذير است جز آنكه گويند از مطلق فرد شايع و غالب فهم شود كه همان سر بريدن با ابزار آهنى است ولى اصحاب اتفاق دارند كه تذكيه شرعيه تنها بابزار آهنى صحيح است در صورتى كه بدان دسترسى باشد و جز آن كافى نيست گرچه از اجناس معدنى طبيعى باشد مانند مس، قلع، نقره و طلا و جز آنها ولى در صورت اضطرار و نبودن ابزار آهنى تذكيه با هر ابزار برنده سر ذبيحه را تجويز كردند گرچه چوب يا نى يا سنگ باشد جز دندان و ناخن و بر آن دعوى اجماع كردند، اخبار بسيارى هم دلالت دارند بر اينكه تذكيه در حال اختيار با جز آهن نشود و در حال اضطرار با جز دندان و ناخن صحيح است، و صحت تذكيه با اين دو در حال اضطرار دو قول دارد يكى عدم صحت كه شيخ در مبسوط و خلاف گفته و دعوى اجماع ما را بر آن نموده و روايت رافع بن خديج را دليل آن آورده كه پيغمبر ٦ فرمود: هر چه خون را بخوبى روان سازد و نام خدا بر آن برده شود بخوريد جز آنچه با دندان يا ناخن باشد و البته داستان اين دو را براى شما بگويم اما دندان استخوان آدمى است و اما ناخن كارد مردم حبشه است. دوّم جواز است كه ابن ادريس و بيشتر متاخرين بدان رفتند بحكم اصل و عدم ثبوت مانع زيرا خبرش از عامّه است و بىاعتبار است با اينكه جواز ذبح باستخوان صريح صحيحه شحام است كه گذشت و در اين روايت علت عدم جواز ذبح با سن را باستخوان بودنش دانسته و با آن خبر معارض است و آن خبر صحيح بر آن مقدم شود يا خبر منع حمل بر كراهت گردد، در مسالك چنين گفته و افزوده