آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣١ - آيات قرآن مجيد
تا آخر-» گفتيم و گويا بدين معنا اشارت دارد آنچه امير المؤمنين ٧ در نامه خود باهل مصر نوشته «بدانيد اى بندههاى خدا كه پرهيزكاران خير دنيا و آخرت را بدست آوردند با دنياداران در دنياشان شريكند و آنان در آخرت با اهل آخرت شركت ندارند. مباح كرده خدا براشان در دنيا آنچه آنها را بس است و بىنياز كند، خدا عزّ اسمه فرموده: «بگو چه كس حرام كرده زيور خدا را- تا آخر آيه».
رازى گفته: آنها در دنيا از مؤمنانند و خاص آنها نيستند چون مشركان با آنها شريكند و روز قيامت خاص آنها باشند و كسى شريك آنها نباشد، اگر گويند: چرا نفرمود از آن مؤمنانند و ديگران؟ گوئيم براى آنكه آگهى دهد كه در اصل براى مؤمن آفريده شدند و كفار تبع آنها شدند چنانچه فرمود «هر كه كافر شود بهره اندكى بدو دهم وانگه بعذاب دوزخش كشانم، ١٢٦- البقره» سپس گفته: نافع خالصة را مرفوع خواند و ديگران منصوب ...
كلينى در (١: ٤٠٩- اصول كافى) بسندش از يونس بن ظبيان يا معلى بن خنيس آورده كه بامام ششم ٧ گفتم: شما را از اين زمين چه بهرهايست؟ لبخندى زد و فرمود: خداى تعالى جبرئيل را فرستاد و فرمانش داد با انگشت بزرگ پايش هشت نهر در زمين بكند چون سيحان و جيحون كه نهر بلخ است و خشوع كه نهر شوش است و مهران كه نهر هند است و نيل كه نهر مصر است و دجله و فرات آنچه را آب دهند يا آب از آنها گيرند همه از آن ما است و هر چه از آن ما است از شيعه ما است و دشمن ما را از آن بهره نيست جز آنچه بزور برد، و راستى دولت ما در مقامى است پهنتر از ميان اين و اين يعنى آسمان و زمين سپس اين آيه را خواند «بگو آنها از آن مؤمنانند در دنيا» و زوربران «ويژه آنها است روز قيامت» بىزوربرى.
سپس طبرسى- ره- گفته: اين آيه دلالت دارد بر جواز پوشيدن جامههاى فاخر و خوردن از طيبات حلال و عياشى بسندش روايت كرده كه امام چهارم عبائى به ٥٠ اشرفى طلا ميخريد و چون تابستان ميشد آن را صدقه ميداد و باكى بدان نميديد، و ميفرمود «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ» تا آخر آيه.