آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٠ - آيات قرآن مجيد
ايستادهها بر سه ركن و بر كناره سم چهارمى زيرا شتر قربانى بيكدستش زانوبند زنند و بر سه ديگر ايستد- انوار التنزيل ٢: ١٠٣- و طبرسى- ره- گفته در مجمع البيان ٧: ٨٥- ابن مسعود و ابن عباس و ابن عمر و ابو جعفر باقر ٧ و قتاده و عطا و ضحّاك خواندند «صوافن» با نون، و حسن و شقيق و ابو موسى اشعرى و سليمان تيمى «صوافى» و صوافن چون صافنات اسبان خوبند جز اينكه اينجا بمعنى شتر آمده و صافن آنست كه يك پا را بردارد و بر سمهاى خود تكيه كند، صوافى خالص لوجه اللَّه باشند.
گويم: بقرائتى كه از امام باقر ٧ روايت است و جز او دلالتى است بر استحباب اينكه ايستاده باشد و بيكدستش زانوبند زنند بلكه بر هر دو قرائت نحرش ايستاده دشوار است جدّاً.
و اما اخبارى كه در اين باب رسيدند يكى بسندى است از امام ششم ٧ كه حمران از آن حضرت پرسيده از ذبح فرموده: چون ذبح كنى رها كن و كتفش ببند و كارد را گرد گردنش مگردان تا از زير گلو درون برى و تا بالا ببرى، رها كردن در پرنده است تنها و اگر در چاه يا درّه ژرف زمين پرت شود از آن مخور و مخوران زيرا ندانى پرت شدن او را كشته يا ذبح، و اگر ذبيحه گوسفند است پشم يا مويش را بچسب و دست و پا را مگير و اگر گاو است ببندش و دمش را آزاد رها كن و اما شتر را سمش بزير كتفش ببند و پاهايش را رها كن و اگر پرندهاى كه خواهى سر برى از دستت رها شد و گريخت يا بدر رفت تيرش بزن و چون افتاد سرش را ببر بمانند شكار.
در مسالك گفته: مقصود از بستن سمها بزير كتف اينست كه دو دستش را جمع كند و ببندد از سم تا زانو و در روايت ابى الصباح بدان تصريح دارد، و در روايت ابى خديجه است كه تنها دست چپش را ببندد و مقصود از روايت نخست هم اين نيست كه دو سم دستش را تا زير كتف باهم بندد زيرا ديگر نميتواند بايستد با اينكه در شتر مستحب است ايستاده باشد، و اينكه در گوسفند فرمود: دست و پايش