آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٧ - آيات قرآن مجيد
بت بردند، و گفتند: يعنى بر پشت آنها حج نميكردند، از روى دروغ بستن بر خدا و سزا دهد آنها را بر دروغ بستن خود.
«لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ» يعنى قربانى پذيرفته شود براى آنكه بر آن نام خدا برند نه جز او و آن را ويژه چهارپايان نمود براى اشاره باينكه قربانى حج جز از آنها نشود، و دلالت دارد كه قربانى و بردن نام خدا بر آن در همه شرايع بوده چون فرموده «براى هر امتى رسم قربانى مقرر كرديم تا نام خدا بر آن برند» الخ.
«فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها» طبرسى- ره- گفته: يعنى در حال نحرش بسم اللَّه گويند و ابن عباس گفته: بگويند اللَّه اكبر لا اله الّا اللَّه و اللَّه اكبر اللهمّ منك و لك- صوافّ- يعنى ايستاده باشند و بسته بروش محمّد ٦ از ابن عباس است، و گفتند: يعنى يك دستش را بندند و بر سر سه ديگر ايستند، چنين نحر شوند و استخوانهاى ساقشان برابر هم باشند تا بر هم مقدم نگردند از مجاهد است، و گفتند مقصود اينست كه نحر شوند و در صف باشند و ايستاده و يك دستشان از استخوان مچ و سمّ تا زانو بسته باشد، از امام ششم است، اين در باره شتر است، ولى براى ذبح گاو دو دست و دو پايش را بندند و دمش را آزاد نهند، و در گوسفند سه را بندند و يك پا را رها كنند، و چون پهلو نهاد و بزمين افتاد و جانداد از آن بخوريد، اين اذنست و فرمان نيست چون كه مردم دوران جاهليت آن را بر خود حرام ميدانستند، و گفتند:
خوردن از آن در صورتى كه تطوع باشد واجب است پايان (مجمع البيان: ٧: ٨٦-).
«فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ» (در مجمع البيان ١٠: ٥٥٩) گفته: يعنى نماز عيد را بخوان و قربانى را بكش، و گفتند: يعنى نماز بامداد را بخوان در جمع و قربانى را در منى بكش و جمع همان مشعر است، محمّد بن كعب گفته: مردمى بجز خدا نياز بردند و براى جز او قربانى ميكردند، و خدا تعالى پيغمبرش را فرمود: كه نماز و قربانيش براى تقرب بخدا و ويژه او باشد پايان.
گويم: اين تفسيرها دلالت دارند كه نحر براى شتر مشروع است بلكه جز آن در آن جائز نيست.