آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٨٠ - باب سوم در پرندهها و جانوران حلال و غير حلال
كشيده، و نگرانى از هلاكت او است و اللَّه اعلم.
٣٩- و از رسول خدا ٦ است كه نهى كرد از خوردن گوشت خران خانگى در روز خيبر.
٤٠- و از امام ششم ٧ كه فرموده: خورده نشوند استران.
توضيح: در قاموس است كه «حرش الضب» يعنى او را شكار كرد باين روش كه انگشت خود را بدر سوراخش ميجنباند تا سوسمار گمان برد مار است و دمش برآرد كه او را بزند و آن را بگيرد- پايان- در برخى نسخهها «حشرات الارض» آمده و آن روشنتر است، و ظاهر اينست كه واژه ضب در آغاز يا انجام خبر زياديست، در نهايه گفته: كه او وارد شد بسعد «و سعد يكيد بنفسه» يعنى با جانش بازى ميكرد و ميخواست جان بدهد، و از آنست حديث عمر «كه زن برود نزد پدر خود كه يكيد بنفسه يعنى هنگام جان دادن او- ٤: ٤٤- نهايه.
«يكن لك اجر» شايد مقصود اينست كه خود بريدن سر، ثواب دارد گرچه قصد قربت نكند و با قصد قربت دو ثواب دارد يا مقصود سر بريدن آنست بقصد صدقه دادن يا اطعام مؤمنين و دو ثواب دارى يكى براى آنكه او را از رنج راحت كردى براى رضاى خدا و يكى ديگر براى قصد كار خير، يا مقصود اينست كه يك كار كه سر بريدن براى رضاى خداست دو ثواب دارد، يا مقصود از احتساب صبر بر مردن اسب و تلف مال است يعنى اگر سرش را نبرى يك ثواب دارى بر مصيبت و با سر بريدن ثواب ديگرى يابى.
فاضل استرآبادى گفته: يعنى دو ثواب دارى براى آنكه او را از درد برهانى و براى تقسيم گوشتش برضاى خداى تعالى و انصارى مردد شد كه آيا بايد همه گوشتش را براه خدا دهد يا برخى از آن را.
و در تهذيب آن را بسندى تا على ٧ آورده جز اينكه در آن گويد:
رسول خدا فرمودش او را نحر كن تا دو مزد برى بواسطه نحرش الخ و آنچه در اينجا