آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٢ - اخبار باب
كند و نام خدا نبرد باكى نيست كه چون آيد بيادش بگويد بسم اللَّه من اوّله الى آخره، و بخورد.
بيان: فقهاء اتفاق دارند كه رو بقبله ذبح كردن و نحر كردن واجب است و اگر عمدا نكند حرام باشد و اگر از فراموشى است حرام نباشد و نادان هم حكم فراموش كرده دارد، و بر همه اينها اخبار معتبره دلالت دارند چون روايت كلينى در سند حسن صحيح مانند- ٦: ٢٣٢ فروع كافى- از محمّد بن مسلم كه پرسيدم امام پنجم ٧ را از مرديكه ذبيحه سر بريده و ندانسته بايد رو بقبله كندش، فرمود از آن بخور، گفتمش راستش رو بقبلهاش نكرده؟ فرمود: از آن مخور، فرمود:
چون خواهى ذبح كنى ذبيحهات را رو بقبله كن (يعنى در صورت علم و عمد)، و نيز مانندش را بسند ديگر نزديك بهمين معنا آورده.
در مسالك گفته: كسى كه رو بقبله را واجب نداند در حكم نادانست و ذبيحهاش حرام نيست، و اعتبار برو بقبله بودن جاى ذبح و اندام پيشين ذبيحه است، و رو بقبله بودن خود ذابح شرط نيست گرچه از ظاهر عبارت برآيد زيرا رو بقبله داشتن ذبيحه ظهور دارد در رو بقبله بودن خود او هم چنانچه گوئى زيد را بردم و او را كشاندم كه معنايش رفتن و كشاندن هر دو است با هم و دليل عدم اعتبار رو بقبله بودن ذابح اينست كه تعديه فعل به باء معنى تعديه آن را دهد بهمزه باب افعال چنانچه در قول خدا تعالى «ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ ١٧- البقره آمده بمعنى خدا نور آنها را برد، و در خبر دوم اشارهايست باكتفاء رو بقبله بودن خود ذبيحه.
و بسا گفته شده واجب همان رو بقبله بودن جاى نحر و ذبح است بخصوص و دور نباشد و رو بقبله بودن خود ذابح مستحب است و اين همه با دانستن سوى قبله است و اگر نداند ساقط شود چون نشدنيست مانند سقوط آن در جاندار فرارى براى همين- پايان-.
و گويم: ظاهر كفايت رو بقبله بودن آنست بهر روش باشد خواه آن را به پهلوى راست خواباند يا چپ كه متعارف است يا وادارد رو بقبله و سرش را برّد مانند