آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣ - آيات قرآن مجيد
برده نشود- ١٢١- الانعام» گفتند: اين مطلق است و نخست مقيد و اين را بدان بايد تفسير كرد يا عام و خاص من وجه باشند و بحكم روايات وارده بايد ميان آنها جمع كرد و احكام تسميه مىآيند ان شاء اللَّه.
«فَمَنِ اضْطُرَّ» طبرسى- ره- در (١: ٣٧٥ مجمع) گفته: مقصود اضطرار براى رفع گرسنگى است، از بيشتر مفسّران است و گفتند اضطرار براى اكراه زورگو از مجاهد است، و تفسيرش اينست كه هر كه نگران شود كه از گرسنگى بميرد و مردار براى حفظ جان خورد و خوردنى ديگر نيابد، و در معنى «غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ» سه قول است:
١- جوياى لذت نباشد و از سد جوع تجاوز نكند.
٢- جوياى افراط نباشد و بتقصير تجاوز نكند.
٣- شورش بر مسلمانان نكرده باشد و تجاوز كار بگناه نباشد و اين از امام پنجم و ششم ٨ روايت شده.
در كافى است (٦- ٢٦٥- فروع) از امام صادق ٧ كه باغى كسيست كه بر امام شوريده و عادى راهزنست كه مردار براى سدّ جوع بر آنها حلال نيست.
و در تهذيب است (ج ٩ ص ٧٨) باغى جوياى شكار است و عادى، دزد كه نبايد در ضرورت مردار بخورند و بر آنها حرام است.
و در فقيه: ٣: ٢١٧- از امام نهم ٧ كه عادى دزد است و باغى جوياى شكار براى خوشى و سرگرمى نه براى روزى عيال خود، اين دو در اضطرار هم نبايد مردار بخورند و آن بر آنها در حال اضطرار مانند حال اختيار حرام است، و نبايد نماز را در سفر خود شكسته بخوانند و روزه را نگيرند.
بيضاوى در تفسيرش گفته: باغى نباشد باينكه آن را از بيچاره ديگر بزور بگيرد و تجاوز نكند از سدّ رمق و رفع گرسنگى، و گفتند: باغى بر حاكم نباشد و متجاوز براهزنى، و بنا بر اين مردار بر مسافرى كه سفرش گناه است مباح نيست و اين ظاهر مذهب شافعى و قول احمد است.