آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠١ - آيات قرآن مجيد
سودى ندارد و آنگه گفته) و جواب از روايت خوردن پيغمبر ٦ از گوشتى كه زن يهوديه بهديه آورد اينست كه نزد ما درستيش ثابت نيست و بر فرض درست باشد مىشود پيغمبر ٦ دانسته است كه زن يهوديه آن را از دست مسلمانى خريده است بگزارش مسلمانى يا بالهامى و مانند آن و با اين احتمال استدلال تمام نيست.
و اما ابن بابويه كه ذبيحه يهود و ترسا و گبر را با بسم اللَّه گفتن آنها مباح شمرده و دليلش رواياتى آورده و آيه «فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ» و اين ذبيحه ايست كه نام خدا بر آن برده شده و در آيه قيد نشده كه بايد نام برنده مسلمان باشد و اطلاق آيه هر سه دسته را فراگيرد و كفار ديگر از آن، باجماع مسلمانان بر حرمت ذبيحه آنها بيرون شده، و اگر گفته او مخالف اخبار بسيار شيعه و گفتار جمهور فقهاء شيعه نبود عمل بدان دور از صواب نميبود در صورتى كه گبر را اهل كتاب بحساب آريم پايان كلام شيخ بهائى. و شيخ مفيد- ره- گفته است در رساله ذبائح: نمازخوانان در ذبيحه اهل كتاب اختلاف دارند، جمهور عامه آن را مباح دانسته و تنى چند از متقدمين آنان غدقن كردند، جمهور شيعه منع كردند و چند تن آنان بمذهب عامه گرويدند كه مباح است. دليل جمهور شيعه قول خداست عزّ و جلّ كه «وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ- تا آخر آيه» گفتند: خدا در اين آيه از هر ذبيحه كه نام خدا بر آن برده نشده غدقن كرده جز آنچه را رد كرده است باجماع فقهاء و سنجيديم كه مقصود از نام بردن خدا چيست؟ آيا تنها تلفظ بنام خدا است يا چيزى ديگرى هم بايد با آن باشد كه از عموم ذكر خدا ممتاز گردد و صيغه خاص باشد و بطلان اكتفاء بمجرد ذكر خدا باتفاق فقهاء ثابت است چون همه اتفاق دارند بر حرمت ذبيحه افرادى كه نام خدا هم برند مانند مرتد ملحد كه بنادانى نام خدا را بر ذبيحه برد يا مرتد از يك اصلى از اصول دين با اعتراف به تسميه و ذكر آن بر ذبيحه يا معتقدان به تشبيه خدا با خالقش از نظر لفظ و يا معنى گرچه معتقد بوجوب تسميه بر ذبيحه هم باشد و مانند ثنويه