آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٠ - باب پنجم انواع مسخشدهها و احكامشان و علل مسخشان
كه خدا نابودشان كند يا شكنجهشان دهد ١٦٤- الاعراف تا آخر آيه.
و دستهاى كه نهى كردند گفتند: آنها را از خشم و كيفر خدا بترسانيم مبادا بزمين فرو روند يا سنگ بر آنها پرتاب كند يا عذاب ديگر دهد، بخدا ما با شما در يك جا نمانيم و از بارو بدر شدند و فردا بامداد آمدند و در را زدند و كسى پاسخ نداد و يكى از آنها ببارو برآمد و گفت: بخدا ميمونهايند كه دم دارند و بنگ دهند، سپس بدرون فرود شد و در را گشود و مردم در بر آنها رفتند، و ميمونها خويشان آدمى خود را شناختند و آدميان خويشان ميمون خود را نشناختند.
گويد: ميمون نزد خويشش و منسوبش آمد و خود را بدو سائيد و بدو چسبانيد و گفت باو تو فلانى؟ و ميمون بسر اشاره ميكرد آرى، و ميگريست، و ميمون ماده نزد منسوب و خويشش مىآمد و او ميگفت تو فلانهاى؟ بسر اشاره ميكرد آرى، و ميگريست ابن عباس گفت خدا بگوش رسانده كه ميفرمايد: رها كرديم آنان كه باز ميداشتند از بدى و بر گرفتيم آنان كه ستم كردند بعذابى دردناك بسزاى آنچه از فسق ميكردند ١٦٥- الاعراف» و ندانيم دسته سوم چه كردند.
ما چه اندازه زشتى ديديم و از آن بازنداشتيم، عكرمه گفت: قربانت چه رأى دهى در باره آنان كه انكار كردند و بد داشتند گناه را كه گفتند: «چرا پند دهيد مردمى را كه خدا هلاكشان كند يا عذابشان دهد بعذابى سخت» و از اين گفته من خوشش آمد و دو برد كلفت برايم فرمان داد و آنها را در بر من كرد سپس گفته: اين حديث سندش درست است، و ايله ميانه مدين و طور كنار درياست، و زهرى گفته قريه طبريه شام است.
و در مستدرك است از ابى هريره كه پيغمبر ٦ فرمود: در خواب ديدم زادههاى حكم بن ابى العاص بر منبرم جهند چنانچه ميمونها برجهند، و ديگر خندان ديده نشد تا درگذشت، وانگه گفته سندش بشرط مسلم صحيح است و طبرانى در معجمش از ابى سعيد خدرى آورده كه رسول خدا ٦ فرمود: در آخر